درآمدی بر روش نظریه‌پردازی در جرم‌شناسی تلفیقی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشگاه علامه طبابایی (ره)

doi
10.30471/mssh.2019.1637
چکیده

مهم‏ترین موضوع مورد توجه جرم­ شناسی تلفیقی، کاربرد رویکرد تلفیق در نظریه­ پردازی جرم­ شناختی است. این رهیافت به دنبال آن است تا در پرتو توجه به مجموعه علل ارتکاب جرم (= رویکرد چند وجهی) از واقعیت پدیده مجرمانه ابهام‏ زدایی نموده، کاستی­‌های نظریه­‌های تک بعدی را جبران ساخته، ارایه کننده توصیفی جامع­‌تر از جرم باشد؛ امری که در پرتو آن نه تنها  اعتبار نظریه­‌ها افزایش می­‌یابد، بلکه تحول و پویایی جرم­‌شناسی را به همراه می­‌آورد. به­ رغم نقاط قوت نظریه­‌پردازی تلفیقی، پاره­‌ای از جرم­‌شناسان به دلایل گوناگون از جمله ابهام در روش ساخت، راهبرد ابطال را بر رویکرد تلفیق ترجیح داده، بر آن شدند که چون نظریه‏‌پردازی تلفیقی از روش مشخصی جهت ساخت نظریه تبعیت نمی­‌کند، از این رو در عمل، نظریه­‌هایی را با نام نظریه تلفیقی تولید نموده است که واجد ساختار مشخصی نبوده و بسته به سلیقه­ نظریه‏‌پرداز، واجد عنوان تلفیقی شده­‌اند. مقاله پیش رو با توجه به انتقاد مطرح شده تلاش می­‌کند ضمن گونه­‌شناسی نظریه­‌های تلفیقی و طبقه بندی آنها، الگویی را برای ساخت نظریه­‌های تلفیقی پیشنهاد دهد که در آن به هدف، سطح و نوع ساخت نظریه تلفیقی توجه می­‌شود و بر مبنای آن با تعیین گستره­ کاربرد(عام یا خاص)، سطح (خرد، میانه و کلان) و نوع ساخت نظریه (گزاره­ای یا مفهومی) نظریه تلفیقی ساخته می­‌شود