تحلیلی بر کاربست نظریه ها و مفاهیم علوم اجتماعی در فرایند نظریه پردازی قرآنی/دینی
نویسندگان
1 پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
2 پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
3 موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
4 دانشجوی دکتری پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
doi
10.30471/mssh.2019.1689چکیده
مطالعاتی که تلاش دارند بر مبنای متون دینی وارد نظریهپردازی در حوزه علوم اجتماعی شوند، در ظاهر هویتی دوگانه دارند که حضور نظریهها و مفاهیم علوم اجتماعی در آنها پررنگ است. مسئله اصلی این نوشتار، بررسی چگونگی تعامل مطالعات دینی، به محوریت قرآن، با نظریهها و مفاهیم علوم اجتماعی است. برای دستیابی به این امر، دو نمونه از آثار تحقیقی به مثابه دو شیوه از کاربست نظریههای علوم اجتماعی در مطالعات قرآنی/ دینی بررسی و ارزیابی میشود. این امر، نیازمند یک روش تحلیلی قیاسی ـ استقرایی مقایسهای است که با تکیه بر الگوی نظریهسازی در علوم اجتماعی انجام میشود. نتیجه ارزیابی نمونهها نشان میدهد مهمترین کاربست مثبت رجوع به نظریههای علوم اجتماعی در مطالعات قرآنی/ دینی، غنیسازی پرسشهای تحقیق و کمک به استنطاق از قرآن در راستای ارائه نظریههای بنیادین قرآنی است. همچنین مهمترین آسیب، تحمیل آرای بیرونی بر قرآن و متون دینی است.