مقایسه و نقد مفهوم مجاز از دیدگاه طباطبایی و شنقیطی
نویسندگان
1 استاد یار دانشگاه تربیت مدرس
2 استاد یار دانشگاه علوم تحقیقات
3 دانشجودکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم قرآن و حدیث قم
doi
10.22091/ptt.2016.860چکیده
استعمال مجاز، کنایه، استعاره و دیگر محسنات بدیعی در قرآن، از بارزترین جنبههای اعجاز بیانی قرآن شناخته شده است. اغلب اهل بلاغت و ادب، بر آن اتفاق نظر دارند؛ اما در میان مفسران اختلاف دیدگاه در بهکارگیری آن در قرآن است. علامه طباطبایی، مفسر شیعی از موافقان و شنقیطی، مفسر سلفی معاصر منکر استفاده از آن در قرآن است؛ هرچند هردو بر اصل بودن استعمال حقیقی الفاظ قرآن توافق دارند و حتیالامکان مجاز و استعاره لفظی را برنمیتابند؛ اما طباطبایی درصورتیکه ظاهرلفظ منافی با معنای عقلی و ناسازگار با بافت کلمه باشد، قائل به مجازاست و با نظریههای متفاوت سعی بر توجیه استعمال الفاظ قرآن در ما وضع له و به نحو حقیقت دارند. به نظر میرسد، نظریه "روح معنا" از طباطبایی و نظریه "نفی مجاز" شنقیطی در لایه رویین با یکدیگر تلاقی میکنند؛ ولی تفاوتهای اساسی دارند. در این مقاله این دو نظریه بررسی و مقایسه می شود. طباطبایی مجاز را بهطورکلی انکار نکرده است؛ اما با توسل به نظریه «وضع الفاظ برای ارواح معانی» دایره کاربرد مجاز را در قرآن محدود کرده است و تنها درجایی که قرینهای برخلاف ظاهر باشد، پای مجاز و استعاره را به میان کشیده است؛ اما شنقیطی با رویکرد کلامی اساساً آن را انکار کرده است.