صورت‏گرایی ریاضی در اقتصاد؛ بررسی تاریخی و ارزیابی دیدگاه موافقان و مخالفان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشگاه مازندران

2 دانشگاه مازندران

doi
10.30471/mssh.2019.1571
چکیده

به‏رغم اینکه اقتصاد بیش از سایر رشته‌های علوم اجتماعی از ریاضیات برای تبیین و پیش‌بینی بهره می‌برد، اما کاربرد این روش‌ها در علم اقتصاد، با مخالفت‌های جدی نیز روبه‌رو بوده است. در تحقیق حاضر ضمن بررسی سیر تاریخی و مبانی نظری کاربرد ریاضیات در علم اقتصاد، به مهم‏ترین مباحث مطرح شده از دیدگاه موافقان و مخالفان روش ریاضی پرداخته، نتایج و پیامدهای این رویکرد روش‌شناختی تبیین می‌گردد. نتیجه پژوهش حاکی از این است که ریاضیات، علم اقتصاد را در زمینه‌هایی از قبیل ‏مدل‏سازی‏‏‏‏‏‏، سازگاری درونی، آزمون‏پذیری تجربی، سیاست‏گذاری اقتصادی و تسهیل ارتباطات علمی، یاری بسیار نموده است. این در حالی است که محدودیت‌های موجود در ریاضیات کلاسیک، انتقاداتی از قبیل ساده‏سازی‌های افراطی، انتزاعی شدن و فاصله از واقعیت، تضعیف ماهیت تجربی اقتصاد و حذف عناصر کلیدی از تحلیل اقتصادی را متوجه علم اقتصاد نموده است. با وجود این، گرایش اقتصاددانان به شاخه‌های نوین ریاضی همانند نظریه بازی‌ها، نظریه آشوب و منطق فازی تا حد بسیار زیادی توانسته است با کاهش دادن محدودیت مدل‌های ابتدایی، رهیافت نوینی در مطالعات اقتصاد ‌ریاضی بگشاید