تحلیل و تطبیقِ فرهنگ سیاسی ایرانیان در شاهنامۀ فردوسی و نامۀ طاهر به عبدالله
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22103/jis.2021.16458.2064چکیده
تداوم فرهنگ و اندیشة سیاسی ایران باستان در دورانِ ایرانِ اسلامی موضوعی است که تاکنون توجه زیادی به آن شده است. پژوهشهای بسیاری دربارۀ اندرزنامهها و سیرالملوکها، بهویژه سیاستنامۀ خواجه نظامالملک انجام گرفته است. در این میان یکی از نخستین اندرزنامههایی که در قرونِ نخستین اسلامی نوشته شده، اندرز طاهر به پسرش عبدالله است. محتوایِ این اندرزنامه با اندرزهای پادشاهانِ ساسانی در شاهنامة فردوسی، موضوعی است که تاکنون به آن توجه نشده است. این پژوهش با هدف تحلیل و تطبیق فرهنگِ سیاسی ایرانیان در شاهنامۀ فردوسی و نامۀ طاهر به عبدالله با استفاده از روشِ بینامتنیّت، نگاشته شده است. بسیاری از سازههای فرهنگِ سیاسی ایرانیان مانند: پاسداشتِ خاندانهای کهن، توجه به تخمه و نژاد، الهی بودن مقامِ سلطنت، سنت عهد و پیمان، میانهروی، نکوهش بدگمانی و دروغ، مشورت با خردمندان، سنّتِ بارعام، سنتِ چشم و گوشِ شاه، سفارش برای بکار بستنِ پند و اندرز؛ بیانگر وجودِ رابطۀ بین متنِ نامۀ طاهر با متنِ اندرزهای پادشاهان ساسانی در شاهنامۀ فردوسی است. در این پژوهش سعی شده با استناد به منابع کهن، بهویژه شاهنامة فردوسی و تاریخ طبری، به روش توصیفی - تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود که کدام یک از سازههای فرهنگِ سیاسی ایرانیان در نامۀ طاهر و شاهنامۀ فردوسی قابل تطبیق است؟