واکاوی نظام فضایی پنهان معماری بومی مسکونی مشهد بر اساس تئوری نحو فضا
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد معماری موسسه آموزش عالی اقبال لاهوری مشهد
2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
doi
چکیده
در پیکرهبندی خانهها ،فاکتورهای فرهنگی شامل باورها، رسوم، رفتار و عادات یک اجتماع بعلاوه فاکتورهای کالبدی نظیر، اقلیم،مصالح و توپوگرافی نقش مهمی ایفا میکنند. ادراک متفاوت مردم، الگوهای شناخت و رفتارهایی که به عنوان نتیجه تجارب فرهنگی آنها پدیدار میشوند، یک رابطهی متقابل و تعامل بین بشر، فرهنگ و محیط پدیدار میشود؛ در واقع هر فرهنگی به روشی که مردم از فضاها استفاده میکنند تاثیر میگذارد و میتوان این موضوع را در روابط فضایی معماری داخلی فضاهای مسکونی هر شهر آشکارا مشاهده کرد. تئوری نحو فضا شامل یک مجموعه تحلیلی،کمی و ابزارهای توصیفی است که میتواند برای تجزیه و تحلیل تشکل های فضایی، طرح بندیساختمان ها ،شهرها و مناظر قابل استفاده باشد. بنیانگذاران این نگرش فرهنگی و اجتماعی ابزار خاصی برای خواندن معماری معرفی مینمایند. آنها با پیوند چند دنیای علمی مانند ریاضیات، کامپیوتر، زیستشناسی و جامعهشناسی نگرش و روش خود را طراحی نمودهاند. این پژوهش به واکاویی پیچیدگی های روابط اجتماعی و فرهنگی مستتر در ساختار پلان خانههای بومی و سنتی مشهد (چهار قطاع طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهر رضوی) پرداخته است؛ در ابتدا برای شکلگیری چارچوب نظری، مطالعات اسنادی و مستندسازی اطلاعات خام انجام پذیرفت سپس به صورت کمی از تئوری نحو فضا با نرمافزار A-Graph در راستای بررسی سازماندهی فضایی پلانها استفاده گردید. یافتههای حاصل از محاسبات بیان میدارد حیاط عنصری است که به عنوان گره ارتباطی در مرکزیترین قسمت پلان قرار دارد و همچنین اتاقهای همکف کارکردی چندگانه براساس فعالیت افراد خانه دارد وفضای بهار خواب و ایوان به عنوان فضای باز؛ مکمل فضاهای بسته است. هشتی منقطع کننده عرصه عمومی از عرصه خصوصی خانه است؛ این الگوها را فارغ از زمان میتوان به معماری مسکونی معاصر مشهد شرح و بسط داد.