بررسی رابطه میان راهکارهای حوزه «تربیت معلم» سند تحول بنیادین با الگوی نظری آن در «مبانی نظری تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران»

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

4 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.48310/tpd.2025.18401.1850
چکیده

پیشینه و اهداف: مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران به منظور پاسخگویی به مسأله عدم ابتنای تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های تربیتی به مبانی نظری مشخصی، نگاشته شده است. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی رابطه میان خط‌مشی‌های کلی تربیت معلم در سند تحول بنیادین با الگوی نظری زیر نظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی در مبانی نظری تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران، انجام گرفته است. روش: برای این منظور، ابتدا راهکارهای مرتبط با حوزه منابع انسانی در سند تحول، مطابق با محورهای اصول در الگوی نظری رهنامه، دسته‌بندی شده و سپس ارتباط هر یک از راهکارها با اصول محور متناظر، مورد واکاوی قرار گرفته است. از این‌رو، رویکرد پژوهش حاضر به‌طور کلی، کیفی بوده و روش آن استنتاج قیاسی مبتنی بر تحلیل اسنادی است. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده ضعف معنادار در ابتنای راهکارهای اجرایی بر اصول نظری الگوی زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی است. در سطح کلان، نتایج بیانگر آن است که حدود ۶۸ درصد از اصول نظری، فاقد راهکار متناظر در سند تحول بنیادین هستند؛ بدین معنا که بخش قابل توجهی از اصول، علی‌رغم تصریح در مبانی نظری، به مرحله برنامه‌ریزی اجرایی، راه نیافته‌اند. نتیجه‌گیری: باید بایسته‌های چارچوب اصول در مؤلفه‌های مختلف حوزه تربیت معلم و تأمین منابع انسانی و چه بسا سایر زیرنظام‌های رهنامه، احصاء شده تا در هنگام نگارش اصول از جامعیت و مانعیت آن‌ها حراست شود. در صورت تحقق این امر، می‌توان سیاست‌گذار را مقید به رعایت کلیه اصول در تدوین راهکارها کرد؛ چراکه با توجه به پوشش جامع اصول، می‌توان این انتظار را داشت که راهکارها الزاماً با یک یا چند اصل، در ارتباط خواهند بود.