تحلیل نمادهای عددی، هندسی و جانوری در سفالی از نیشابور(با تأکید بر مضامین مذهبی قرن چهارم هجری)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر دانشگاه بین المللی امام رضا(ع)

2

doi
چکیده

در دوران حکمرانی سامانیان بر خراسان، چونان سیاست نرمش و تسامحی برقرار بود که فضای آزاد اندیشه و ظهور فرقه‌ها و نحله‌های گوناگون دینی و فکری را موجب شد. ازجمله ادیان غالب در خراسان و نیشابور، اسماعیلیه، فرقه‌ای از تشیع بود که در آن، رگه‌هایی از ادیان زرتشتی و مانوی وجود داشت و نسبت به سایر ادیان این دوره تأثیر ملموس‌تری بر آثار هنری این قرن گذاشته است. لذا پس از واکاوی و رمزگشایی نقوش ظروف سفالینِ نخودی در نیشابورِ قرن چهارم ﻫ.ق، تطابق مفهومی-معنایی با صور عددی- هندسی نهفته در مجموعه‌ی سفال نیشابور و همچنین تأثیرپذیری از نقوش هنر ساسانیان (که خود متأثر از دین زرتشتی بوده)، به‌وضوح دیده ‌می‌شود. در دسته‌بندی سفالینه‌های نیشابور و نقوش آن‌ها، ظروفی از تک‌جانور تا ظروف با جانوران زیاد و متراکم وجود دارد. هدف از نگارش این مقاله بررسی موتیف‌ و نمادهای نقش بسته بر یک اثر سفالین نیشابور از دسته‌ی نقوش متراکم و کشف وحدتِ نقوشِ درهم و یافتن روابطِ رمزی- هندسی پنهانِ میان عناصر آن، با رویکرد کیفی و به شیوه‌ی تحلیلی-توصیفی می‌باشد. این پژوهش جهت پاسخ به چگونگی اصل و اساسِ ترسیمِ نقش و نمادهای این اثر و پی‌جوییِ عوامل مؤثری چون نقش دین، که در طراحی آن، سهیم بوده‌ حرکت می‌کند. از میان تنوع تماثیلی که در فرقه‌ی اسماعیلیه و به‌ویژه آرای اخوان‌الصفا وجود داشته به تطبیق و کاربرد تماثیل عددی و استفاده‌ی اندیشمندانِ باطنی از ظرفیت تمثیل‌پردازی آیین‌ها و مذاهبی چون زرتشتی با نقوشِ اثر مذکور پرداخته می‌شود. درواقع مهم‌ترین ارزیابی از این کاسه‌ی بزرگ، فرم دایره و دوایر متحدالمرکز، مثلث‌ و به‌ویژه روابط مثلث‌وار از عدد سه بود که ساختارهای سه‌تایی را موجب شد و تحت سه‌گان‌ها نام‌گذاری و ذیل تحلیلِ نمادین عدد سه به بحث و بررسی گذاشته‌شد. مفاهیم نمادین عددی که همانند ویژگی باطن‌گرایی در اسماعیلیه، در باطنِ نقوش این ظرف نهفته بودند، پس از واکاوی به‌عنوان عناصر زیرساختی و تعیین‌‌کننده‌ی ساختار اصلی نقوش این اثر درنظر گرفته شدند. در نهایت شاید بتوان به‌موجب تحلیل اخوان از عدد و هندسه، علت تقدم اعداد و هندسه‌ی نهفته در اثر مذکور که منجر به کشف روابط مثلث‌وار شد را مبنایی برای حرکت از محسوسات به معقولات و از عالم جسمانی به عالم روحانی و اتصال به‌سوی حق‌تعالی که در نقطه و مثلث مرکزیِ اثر موجود است، قلمداد کرد.

کلیدواژه‌ها