بررسی وارزیابی سیاستهای تأمین مسکن در بافتهای فرسوده نمونه موردی: محله آبکوه مشهد
نویسندگان
1 سرپرست گروه تحقیقاتی فراشهرپژوهان دانشگاه بین المللی امام رضا(ع)
2 دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری
3 عضوهیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
4
doi
چکیده
برنامهریزانشهری همواره درپی دستیابی به سیاستهای بهینه الگوهایسکونتی در بافتهای فرسودهشهری بوده و هستند؛ سیاستهایی که ضامن بقای سنتها و فرهنگهای پیشین سکونتی دراین بافتها بوده و همچنین پذیرای الگوهای مدرن باشد. براین اساس سیاستهای بسیاری به اجرا رسیدهاست، ولی هرکدام از این سیاستها، شامل نقاط قوت و ضعفهایی بودهاند که با توجه به ارگانیک بودن این بافتها و همچنین برخورداری از ابعاد اجتماعی،کالبدی و...، دارای شدت وضعف در فرایند عملکردی خود میباشند. عنوان "بافت فرسوده"، خود گویای بار معنایی عمیق در ابعاد مختلف برفضایحاکم برآنمیباشد، فضاییکه شامل بافتهایریزدانه، شبکهزیرساختی ضعیف،کاربریهای ناسازگار، فضاهایکیفی نازل میباشند. بر این اساس اصلاح و بهبود وضعیت مسکن و فضاهای مسکونی دراین بافتها، ناگزیر از بکاربردن سیاستهای مقابلهای خواهد بود؛ سیاستهایی که تحولی در ساختار شکلی و روانی این بافتها پدید آورده و دارای کمترین پیامدهای منفی در فرایند مداخله از وضع موجود به مطلوب باشند. پژوهش توصیفی حاضر قصد دارد بار روش کیفی به ارزیابی این سیاست ها دربافت فرسوده پرداخته و به مناسب ترین سیاست برای تأمین مسکن در محله آبکوه بپردازد. نتایج نشان میدهدکه، سیاست بهسازی شهری در مجموع نقاط قوتوفرصت شامل40امتیاز مثبت و نقاط ضعف و تهدیدهای آن شامل27امتیاز منفی میباشد که در بین سایر سیاستهای تأمین مسکن از قابلیت بالاتری در جهت تأمین مسکن محله آبکوه برخورداراست