فره از پوروشسب روی برتافت یا برنتافت؟

نویسندگان

1 استاد کامل، عضو هیئت علمی فرهنگ و زبانهای باستانی ایران، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

2 دانشجوی دکتری فرهنگ و زبانهای باستانی ایران، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22103/jis.2019.12645.1865
چکیده

اسطوره‌ها در تاریخ اقوام و ملل گوناگون، کارکردهای متفاوت و متنوّعی دارند و تاریخ حیات آنها هیچ‌گاه رو به زوال ننهاده بلکه از سبکی به سیاق دیگر درآمده و نوع کارکردش متفاوت‌شده‌است. در زمینۀ فرّه و انواع آن، مطالب زیادی نگاشته‌شده‌است امّا در کمتر یادداشت و مقاله‌ای به فرّه پدر زردشت، ظلم‌هایی که پدر بر زردشت روا می‌دارد و انتقال فره از مادر به زردشت نوشته‌شده، درحالی که باور عموم براین است که در صورت اندک لغزش و گمراهی، فرّ، از فرد مورد نظر روی برمی‌تابد ولی در متون، به روی برتافتن فرّه از پدر زردشت اشاره‌ای نشده‌است. این نوشتار برآن است تا به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و براساس داده‌های کتابخانه‌ای به نتیجۀ قابل قبولی دراین‌خصوص دست‌یابد و به این پرسش پاسخ دهد که چرا فرّه از پدر زردشت روی برنتافت یا دست‌کم در منابع اشاره‌ای به آن نشده‌است. از آنجا که فرّه، در اوستا انواع مختلفی از قبیل فرّکیانی، فرّایرانی و فرّموبدی، و در متن‌های پهلوی افزون‌بر اینها فرۀ‌ایزدی، فرۀ‌شاهی، فرۀ‌دین، فرۀ ایران‌شهر و فرۀ‌همگان و ... نیز آورده-شده‌است، این اشاره‌نشدن می‌تواند بدین‌سبب‌باشد، که برتافتن فرّ، برای کسانی‌بوده که به مشروعیّت و تاییدیۀ الهی – یعنی برخورداری از موهبت فرۀایزدی و فرۀکیانی- نیاز-داشتندکه مخصوص پادشاهان بوده‌است، ازسوی‌دیگر، پوروشسب به‌سبب خویشکاری و با برخورداری از فرۀهمگان و با نیروی معجزه‌آسای‌هوم، فرزندی شایسته چون زرتشت می‌یابد. پوروشسب با علم براینکه فرۀایزدیِ‌فرزندش، نگاهبان وی‌خواهدبود، به‌ظاهر در راه نابودی-فرزندش قدم‌برمی‌دارد تا بیش از پیش، نشانِ معجزات پیامبری‌زرتشت آشکارشود.

کلیدواژه‌ها