ماهیت «روش» و «رویکرد هندسی» و ارتباط آنها با محتوای اندیشه در فلسفۀ اسپینوزا
نویسندگان
1 هیئت علمی دانشگاه تهران(پردیس فارابی)
doi
10.30471/mssh.2018.1449چکیده
اسپینوزا، فیلسوف عقلگرای قرن هفدهم، به تبع سلفش دکارت قائل بود که با منطق ارسطویی و قیاس اقترانی صرف نمیتوان در حوزۀ علم و فلسفه به یقین لازم دست یافت. از اینرو ریاضیات و بهطور خاص هندسه را سرمشق تفکر فلسفی خود قرار داد و در کتاب اخلاق، اندیشههای نهایی خود در حوزۀ متافیزیک و انسانشناسی فلسفی را در قالبی اقلیدسی و با روشی ترکیبی و تکاملی نظم بخشید. اسپینوزا همچون دکارت، اما بهصورتی ضمنی، بین «صورت بیان» و «محتوای روش» تمایز قائل شد و برخلاف دکارت شکل ترکیبی را با محتوای اندیشه خود، که از معلول به سوی علت چینش یافته بود، سازگارتر یافت و نظام فلسفیاش را با توجه به این سازگاری بین شکل بیان (ترکیبی-اقلیدسی) و روش (کلگرایانه-تکاملی) و محتوای تفکر عرضه کرد. در این مقاله ماهیت و محتوای این وامگیریها و ارتباطها بررسی شده و روش آن نیز مبتنی بر تحلیل فلسفی متن و بر اساس ساختار تفکر اسپینوزاست.