ارزیابی روند بیابانزایی و تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمهخشک مرکزی ایران (مطالعه موردی: حوزههای آبخیز تالاب گاوخونی و طشک-بختگان-مهارلو)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد، گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشیار گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، البرز، ایران
5 پسادکتری، گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/emj.2025.732495چکیده
پدیدهی بیابانزایی و تخریب سرزمین از چالشهای اساسی زیستمحیطی در مناطق خشک و نیمهخشک ایران است که پایداری اکولوژیکی، منابع آب و امنیت غذایی را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. این پژوهش با هدف پایش بلندمدت روند بیابانزایی و ارزیابی تغییرات اکولوژیکی در دو حوزه حساس تالاب گاوخونی و طشک–بختگان–مهارلو (TBM) طی بازهی ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲ انجام شد. برای این منظور، از دادههای سنجنده مودیس ماهواره ترا، جهت استخراج شاخصهای پوشش گیاهی تفاضلی نرمالشده و تولید اولیه خالص استفاده گردید و سپس شاخص ترکیبی تخریب و توسعهی سرزمین با بهرهگیری از مدل فاصله اقلیدسی محاسبه شد. تحلیل روندهای زمانی شاخص تخریب و توسعه سرزمین در سطح پیکسل با آزمون ناپارامتریک من-کندال انجام گرفت. نتایج نشان داد که، بیش از 68 درصد از سطح حوزه گاوخونی روند منفی و معنادار شاخص تخریب و توسعه سرزمین را نشان داده است و دارای مقادیر پایین شاخص (کمتر از 0/4) که بیانگر شدت بالای تخریب سرزمین در نواحی مرکزی حوزه شامل بخشهایی از شهرستان اصفهان و همچنین بخشهای شرقی و جنوبی حوزه بهخصوص در اطراف ورزنه، حسنآباد، سگزی و شرق نائین است؛ مناطقی که بهدلیل کاهش جریان زایندهرود و خشکی تالاب گاوخونی دچار افت شدید شاخصهای تفاضلی نرمالشدهی پوشش گیاهی و تولید اولیه خالص شدهاند. در حوزه طشک–بختگان–مهارلو روند کلی شاخص نوسانی و نسبتاً پایدارتر بود بهطوریکه حدود 42 درصد از سطح این حوزه شامل بخشهای شمالی و غربی ارتفاعات زاگرس، آباده و سپیدان دارای مقادیر شاخص تخریب و توسعه سرزمین بین 0/6 تا 0/8 و شرایط اکولوژیکی به نسبت مطلوبتر بودند. در مقابل، نواحی پاییندست و مرکزی بهویژه پیرامون دریاچههای بختگان و مهارلو بیشترین شدت بیابانزایی را نشان دادند. نتایج مکانی و زمانی شاخص تخریب و توسعه سرزمین نشان داد که این شاخص میتواند ابزاری دقیق برای شناسایی مناطق بحرانی تخریب سرزمین باشد و روندهای اکولوژیکی را با تفکیک مکانی بالا آشکار سازد. این پژوهش میتواند مبنایی علمی برای مدیریت منابع آب، احیای پوشش گیاهی و برنامهریزی زیستمحیطی در مناطق خشک و نیمهخشک ایران فراهم سازد.