کارکرد سیاسی داستان سیاوش وروابط بین ایرانیان وتورانیان در شاهنامه
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
10.22103/jis.2019.10895.1767چکیده
شاهنامه از برجسـتهترین آثار زبـان فـارسـی اسـت که با بیانی حماسی و تاثیرگذار بسیاری از روابط سیاسی حکومتهای ایرانی را با دیگر کشورها و ملتها به ویژه در دوران ساسانی برای ما آشکار میسازد. در شاهنامه پایههای بینش سیاسی ایرانیان و چگونگی شکلگیری حکومت از منظر سنتی بیان شده است. فردوسی به ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه توجه داشته و نقش محوری پادشاهان را در اندیشههای سیاسی ایرانیان باستان عرضه کرده است. بازخوانی این حماسـه مـلی با بهکار بـستن دیـدگاههای نوین علوم سیاسی نشان میدهد که فردوسی مسائل سیاسی حاکــم بردوران خود را تبییــن و تحلیل نموده است. دراین نوشــتار به روش توصیفی- تحلیلی، روابط ایرانیان و تورانیان در شاهنامه با تکیه بر داستان سیاوش و پناه بردن او به توران مورد بررسی قرار گرفته و دیدگاه فردوسی درخصوص روابط خارجی تحـلیل شده است. با نگاهی به داستان سیاوش که نمونه بارز زنـدگی در خـاک بیگانه است، بخشی از فرهنگ عمومی و فرهنگ سیاسی ایرانیان مشخص میشود. معنای سیاست را در داستان سیاوش میتوان مطابق نظر یکی از فیلسوفان معاصر دانست که « هر امری که دخــلی به اوضاع داشتــه باشد سیاسی است». بی تردید نظرفردوسی نیز درباره سیاست و روابط و مناسبات سیاسی برخاسته از شرایط محیط اجتماعی زمانه اش و اوضاع حاکم بر ایران بوده است.