سنجش آگاهی روستاییان از ابعاد مختلف مدیریت پسماند و تأثیر آن بر سلامت عمومی (مطالعه موردی: روستاهای دهستان قائم‌آباد، شهرستان نیمروز)

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشکده جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

2 دکتری برنامه‌ریزی روستایی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی سیستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، زابل، ایران

doi
10.22034/emj.2025.731455
چکیده

با افزایش جمعیت و گسترش فعالیت‌های انسانی در نواحی روستایی، حجم پسماندهای تولیدی در بخش‌های خانگی، کشاورزی، دامداری و خدماتی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است؛ به‌گونه‌ای که این مسئله به یکی از چالش‌های جدی زیست‌محیطی و بهداشتی در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ابعاد مختلف مدیریت پسماند بر سلامت عمومی روستاییان در دهستان قائم‌آباد از توابع شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد میدانی انجام شد. جامعه آماری شامل 345 سرپرست خانوار از 13 روستا بود که داده‌ها از طریق پرسشنامه جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های آماری فریدمن و ضریب همبستگی پیرسون در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بعد اقتصادی مدیریت پسماند با میانگین4/41  از دیدگاه پاسخ‌دهندگان در وضعیت مطلوب قرار دارد. سایر ابعاد شامل اجتماعی (2/97)، محیطی (2/96)، مدیریتی (2/63) و فنی و ابزاری (1/97) در وضعیت ضعیف‌تری قرار داشتند. همچنین، ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین مدیریت پسماند و سلامت عمومی رابطه آماری معناداری وجود ندارد. این یافته‌ها بر لزوم بازنگری در سیاست‌های اجرایی، تقویت زیرساخت‌های فنی و بهداشتی، ارتقاء نظام مدیریتی و جلب مشارکت مردمی برای بهبود عملکرد نظام مدیریت پسماند و ارتقاء سطح سلامت عمومی در مناطق روستایی تأکید دارد.