آتشِ تر بازنمود ریاکاری حافظ شیرازی در شگردی متفاوت (یک سخن با دو معنای متضاد)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه شیراز
doi
10.22103/jis.2019.12748.1872چکیده
در معماری واژگان و پیوند هنری کلام، حافظ شیرازی سرآمد سخنسرایان زبان فارسی است. یکی از آشکارترین ویژگیهای سخن حافظ تراکم معانی گوناگون در کمترین واژهاست؛ که معمولا از رهگذر شناختهشدهترین آرایهی سخن او، یعنی ایهام پدید میآید. در بارهی رفتارهای هنری و شگردهای زیبایی-شناسانهی حافظ و نیز ایهامهای شعر او تا کنون بسیار سخن گفته شده است. اما آنچه در این مقاله در کانون توجه قرار گرفته، گونهای ازابهام هنریست که از سخنی دوپهلو با معانی ناساز پدید میآید که در کتابهای بلاغی گذشته محتملالضدین، توجیه یا ذووجهین نامیدهاند. مقصود این نوشته، واکاوی واژههای ایهامی با معانی چندگانه نیست، بلکه بازنمایی آن ویژگی از سخن حافظ است که در آن، کلام به گونهای سامان یافته که میتوان دو معنای کاملا متضاد را از آن دریافت. رویآوری به این شیوه از بیان میتواند برآمده از کارکردهای یک جامعهی استبدادزده باشد. سخنور با این شیوهی بیانی تلاش میکند از بستن گریزگاههای خود در چنین جامعهای پیشگیری کند تا شاید راهی به رهایی داشته باشد. اما نمونههای سخن حافظ در این مقاله، نشان میدهد که اگر این گونه از بیان با انگیزهی اجتماعی هم تولید شده باشد، در ذهن و زبان حافظ کمکم به یک عادت فراگیر تبدیل شده است. سخن دیگر این مقاله، آن است که حافظ هرچند خود همواره با ریا میستیزد و پنهانکاری را مینکوهد، اما خودِ او نیز زیر فشارهای اجتماعی ناگزیر میشود پنهانکاری کند و ریا بورزد.