بررسی تاثیر برخی عصارههای گیاهی در کنترل بیماری پوسیدگی رایزوکتونیایی خیار گلخانهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تخصصی بیماری شناسی، گروه گیاهپزشکی ،دانشکده کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی ورامین– پیشوا، ایران
2 استادیار، گروه گیاهپزشکی ،دانشکده کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی ورامین– پیشوا،تهران، ایران
3 استادیار، گروه علوم و مهندسی باغبانی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، یزد، ایران
4 استادیار، گروه علوم و مهندسی باغبانی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، یزد، ایران
doi
10.22092/bcpp.2022.128595چکیده
کاربرد قارچکشهای شیمیایی علاوه بر آلودگی زیستمحیطی موجب افزایش و گسترش سویههای مقاوم به قارچکش در قارچهای بیمارگر گیاهی میشود. به حداقل رساندن تاثیرات مخرب قارچهای بیمارگر در گیاهان زراعی نیاز به یک روش امید بخش در کنترل آنها دارد. از این رو، فرارودههای طبیعی از جمله اسانسها و عصارههای گیاهی گزینه مناسبی برای کنترل و کاهش بیماریهای قارچی میباشد. در این تحقیق اثر کنترل کنندگی عصاره گیاهان آویشن دنایی، اسطوخدوس، رازیانه، دارچین، میخک و تلخه و سطوح مختلف سولفات روی بهعنوان یکی از ترکیبات غذایی بر میزان رشد قارچ بیمارگر Rhizoctonia solani و تغییرات میزان فعالیت آنزیمهای دفاعی پراکسیداز و کاتالاز و همچنین تغییرات میزان بیان ژن این دو آنزیم در شرایط آزمایشگاه و گلخانه در گیاه خیار در همکنش با بیماگر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد تمامی عصارههای گیاهی و سولفات روی قادر به مهار رشد قارچ در شرایط آزمایشگاهی و همچنین قادر به کاهش شدت بیماری در شرایط گلخانه بودند. نتایج آزمون استفاده از دیسک کاغذی داد که بیشترین میزان بازدارندگی رشد در بین تیمارهای عصاره گیاهی (عصاره الکلی) به ترتیب مربوط به عصاره اسطوخودوس با 600 میکروگرم در میلیلیتر و قطر 90/32 میلیمتر و کمترین میزان بازدارندگی رشد قارچ مربوط به عصارة تلخه با غلظت 150 میکروگرم در میلیلیتر و قطر 17/10میلیمتر (در مقایسه با شاهد با قطر 45/3 میلیمتر) بود. در آزمون اختلاط عصارههای گیاهی با محیط کشت، عصارۀ اتانولی گیاه اسطوخودوس با غلظتهای 2000 و 2500 پیپیام و با 21/82 و 75/80 درصد و عصارۀ آویشن دنایی با غلظت 2500 پیپیام و 18/72 درصد ممانعت از قارچ بیمارگر نسبت به شاهد به ترتیب موثرترین عصارهها در جلوگیری از رشد قارچ بیمارگر بودند. تیمار توأم قارچ بیمارگر، سولفات روی و عصارۀ اسطوخودوس بهترین تیمار در افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان و افزایش بیان آنها بود. با توجه به نتایج تحقیق حاضر این چنین نتیجهگیری میشود که عصارههای گیاهی مورد مطالعه در این تحقیق به خصوص گیاه اسطوخودوس و همچنین سولفات روی تاثیر قابل توجهی در کنترل و کاهش شدت بیماری ناشی از R. solani در خیار داشتند و بهترین غلظت بدست آمده در این تحقیق میتواند به صورت تجاری فرموله شده و برای اهداف مدیریت تلفیقی بکار گرفته شود.کاربرد قارچکشهای شیمیایی علاوه بر آلودگی زیستمحیطی موجب افزایش و گسترش سویههای مقاوم به قارچکش در قارچهای بیمارگر گیاهی میشود. به حداقل رساندن تاثیرات مخرب قارچهای بیمارگر در گیاهان زراعی نیاز به یک روش امید بخش در کنترل آنها دارد. از این رو، فرارودههای طبیعی از جمله اسانسها و عصارههای گیاهی گزینه مناسبی برای کنترل و کاهش بیماریهای قارچی میباشد. در این تحقیق اثر کنترل کنندگی عصاره گیاهان آویشن دنایی، اسطوخدوس، رازیانه، دارچین، میخک و تلخه و سطوح مختلف سولفات روی بهعنوان یکی از ترکیبات غذایی بر میزان رشد قارچ بیمارگر Rhizoctonia solani و تغییرات میزان فعالیت آنزیمهای دفاعی پراکسیداز و کاتالاز و همچنین تغییرات میزان بیان ژن این دو آنزیم در شرایط آزمایشگاه و گلخانه در گیاه خیار در همکنش با بیماگر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد تمامی عصارههای گیاهی و سولفات روی قادر به مهار رشد قارچ در شرایط آزمایشگاهی و همچنین قادر به کاهش شدت بیماری در شرایط گلخانه بودند. نتایج آزمون استفاده از دیسک کاغذی داد که بیشترین میزان بازدارندگی رشد در بین تیمارهای عصاره گیاهی (عصاره الکلی) به ترتیب مربوط به عصاره اسطوخودوس با 600 میکروگرم در میلیلیتر و قطر 90/32 میلیمتر و کمترین میزان بازدارندگی رشد قارچ مربوط به عصارة تلخه با غلظت 150 میکروگرم در میلیلیتر و قطر 17/10میلیمتر (در مقایسه با شاهد با قطر 45/3 میلیمتر) بود. در آزمون اختلاط عصارههای گیاهی با محیط کشت، عصارۀ اتانولی گیاه اسطوخودوس با غلظتهای 2000 و 2500 پیپیام و با 21/82 و 75/80 درصد و عصارۀ آویشن دنایی با غلظت 2500 پیپیام و 18/72 درصد ممانعت از قارچ بیمارگر نسبت به شاهد به ترتیب موثرترین عصارهها در جلوگیری از رشد قارچ بیمارگر بودند. تیمار توأم قارچ بیمارگر، سولفات روی و عصارۀ اسطوخودوس بهترین تیمار در افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان و افزایش بیان آنها بود. با توجه به نتایج تحقیق حاضر این چنین نتیجهگیری میشود که عصارههای گیاهی مورد مطالعه در این تحقیق به خصوص گیاه اسطوخودوس و همچنین سولفات روی تاثیر قابل توجهی در کنترل و کاهش شدت بیماری ناشی از R. solani در خیار داشتند و بهترین غلظت بدست آمده در این تحقیق میتواند به صورت تجاری فرموله شده و برای اهداف مدیریت تلفیقی بکار گرفته شود.