توسعه چارچوب ارزیابی شایستگیها در حرفه آموزگاری: کاربست رویکرد آمیخته
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار دانشگاه تهران
3 دانشیار دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشیار دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
5 دانشیار دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.48310/tpd.2024.15451.1573چکیده
کیفیت نظام سنجش و گزینش معلمان، راهبردیترین عنصر در موفقیت یا شکست نظامهای آموزشی است. سنجش و گزینش معلمان ارزش آفرین، تصادفی بدست نمیآید و تابعی از مجموعه عوامل و ابعاد چندگانه، چندسطحی، اقتضایی و یکپارچه است. هدف این مطالعه در مرحله اول، توسعه چارچوب شایستگیهای ضروری برای سنجش و گزینش پیش از ورود به حرفه آموزگاری و در مرحله دوم تعیین ترتیب اهمیت آنها بود. روش: بدین منظور از طرح آمیخته از نوع اکتشافی استفاده شد. بخش کیفی با استفاده از روش نظریه برخاسته از دادهها، در سطح نظمدهی مفهومی اجرا شد. شرکتکنندگان با استفاده از راهبرد ملاکی، از میان معلمان باتجربه و متخصصان موضوعی انتخاب شده و پس از 14 مصاحبه اشباع دادهها حاصل شد. دادهها با استفاده از فن مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری و با کدگذاری باز، تحلیل شد. پس از دستهبندی یافتههای مرحله قبل با مراجعه به کارشناسان در قالب مراحل فن دیمتل، براساس مقایسههای زوجی، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هریک از ملاکها محاسبه شد. یافتهها: تحلیل دادههای بخش کیفی به شناسایی هشت عامل شامل دانش شناختی، دانش فراشناختی، توانش شناختی، توانش فراشناختی، بینش هویتی، بینش اجتماعی، منش فردی و منش میانفردی منجر شد. یافتههای بخش کمّی بیانگر آن بود که 3 عامل اول بهترتیب میزان تأثیرگذاری شامل توانش فراشناختی، بینش اجتماعی و منش میانفردی است. نتیجهگیری: نتایج بیانگر گسترهوسیع شایستگیهای ضروری برای حرفه آموزگاری است و ضرورت تدوین سازوکاری علمی، شواهدمحور و یکپارچه برای سنجش دقیق چنین ویژگیهایی پیش از ورود به حرفه آموزگاری آشکار است.