مقایسه اثربخشی روش تدریس معکوس و روش تدریس حل مسئله بر اضطراب ریاضی دانشآموزان پایه ششم
نویسندگان
1 گروه آموزش علوم تربیتی،دانشگاه فرهنگیان،تهران،ایران
2 . مدیر ابتدایی منطقه درودزن، مرودشت، فارس، ایران
doi
10.48310/tpd.2024.15773.1604چکیده
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی روش تدریس حل مسئله و روش تدریس معکوس بر اضطراب ریاضی دانشآموزان بود. روش پژوهش نیمه تجربی، با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دانشآموزان پایه ششم شهر مرودشت در سال تحصیلی 1402- 1401 میباشد. برای نمونه گیری، از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای تک مرحله ای استفاده شده است؛ بدین صورت که ابتدا دو مدرسه ابتدایی در شهر مرودشت به صورت تصادفی انتخاب شدند. پس از این مرحله، پرسشنامه اضطراب ریاضی بر روی دانشآموزان پایه ششم این دو مدرسه اجرا شده و افرادی که نمرات بالاتری در این آزمون کسب کردهاند، به عنوان نمونههای متمرکز (خوشه) شناسایی شدند. سپس از این خوشه، دانش آموزان به صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و کنترل (25) قرار داده شدند. ابزار سنجش، مقیاس تجدید نظرشده اضطراب ریاضی پلیک و پارکر بود. روایی و پایایی ابزار نیز مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد که روش تدریس حل مسئله بر اضطراب ریاضی، تأثیر مثبت و معناداری داشته است (0.01 p <) و حدود 23 درصد از واریانس در نمرات اضطراب ریاضی، مربوط به این روش تدریس است. روش تدریس معکوس نیز بر اضطراب ریاضی، تأثیر مثبت و معناداری داشته است (0.01 p <) و حدود ۴۷ درصد از واریانس در نمرات اضطراب ریاضی مربوط به این روش تدریس است. میانگین نمره تعدیلشده پسآزمون اضطراب ریاضی برای روش تدریس معکوس (39/57) کمتر از روش تدریس حل مسئله (34/77) است؛ بنابراین، روش تدریس معکوس، اثربخشی بیشتری در کاهش اضطراب ریاضی دانشآموزان داشته است. با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که بهکارگیری روشهای آموزشی نوین نظیر تدریس معکوس و حل مسئله، در فرایند تدریس ریاضی میتواند به طور قابل توجهی اضطراب ریاضی دانشآموزان را کاهش داده و عملکرد آنها را بهبود بخشد. با توجه به شناخت عمیقتر از اضطراب ریاضی و استفاده از روشهای تدریس مناسب، میتوان علاوه بر تأثیر مثبت و مؤثر بر تواناییهای ریاضی و ایجاد محیط یادگیری، از احساسات منفی ناشی از اضطراب ریاضی جلوگیری کرد. این نتایج میتواند بهعنوان راهنمایی مفید برای سیاستگذاران و مدیران آموزشی باشد تا در فرایند تدریس و یادگیری ریاضی در مدارس، سبب بهبود چشمگیرتری شوند.