ارزیابی مدیریت مشارکتی مراتع قشلاقی طایفه مغانلوی ایل شاهسون

نویسندگان

1 پژوهشگر ارشد، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.

2 استادیار پژوهشی،‌ بخش تحقیقات مرتع،‌ موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی،‌ تهران‌، ایران.

doi
10.22034/emj.2025.721439
چکیده

با تغییرات ایجاد شده در نحوه مدیریت کوچ، نمود آن ورود دولت در تنظیم تقویم کوچ به‌جای عشایر، مشاهده می‌شود. نظر به محدودیت‌های نظام دولتی و همچنین گستردگی عرصه، تحقیق حاضر با هدف امکان‌سنجی واگذاری مدیریت کوچ و مرتع به عشایر در مراتع قشلاقی تیره آلقلی طایفه مغانلو ایل شاهسون استان اردبیل، به‌مدت 3 سال از مهر ماه سال 1394 به مورد اجرا گذاشته شد. این مطالعه در دو بخش مجزای کمی و کیفی صورت پذیرفت. بخش ارزیابی مدیریت مشارکتی با رویکرد کیفی و استفاده از شیوه‌های اقدام پژوهی و ارزیابی مشارکتی روستایی انجام شد. مرحله کمی نیز بررسی تاثیر این شیوه از مدیریت بر روی فاکتورهای مهم پوشش گیاهی، قبل از ورود و بعد از خروج عشایر بود. نتایج حاصل از بررسی‌های کیفی نشان داد که به‌دلایل عدم وجود اراده جدی در سازمان متولی در احاله مدیریت مراتع به خود عشایر، تعدد تولی‌گری، عدم تخصیص اعتبارات و عدم پیگیری جدی نمایندگان عشایری به دلیل نبود منافع شخصی، به‌طور متوسط 45% از تصمیمات مدیریتی متخذه تحقق یافت. در تحلیل کمی نیز در سال آخر نسبت به سال اول، وضعیت مراتع ضعیف، گرایش منفی، متوسط درصد بهره‌برداری 84/5 درصد و ظرفیت قبل از ورود عشایر 3/17 واحد دامی در هکتار و بعد از خروج آنها از مرتع 0/34 واحد دامی برآورد گردید. با نگاه کلی به نتایج حاصله، می‌توان دریافت که اعمال مدیریت نمایندگان عشایری در مدیریت کوچ و مرتع چندان رضایت بخش ارزیابی نگردید. همکاری بیش از پیش ارگان‌های مرتبط با نمایندگان عشایری در کنار پیگیری جدی نمایندگان مذکور، می‌توانست نتایج سودمند‌تری برای مرتع و مرتعداران در پی داشته باشد. با این توصیف، در این اکوسیستم‌ها، تعریف الگوی مناسب مدیریت مراتع بر مبنای تحقیقات، ضروری به‌نظر می‌رسد.