بررسی فرهنگ عامه در فیروزشاه نامۀ محمد بیغمی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان
2 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
doi
چکیده
بدون شک داستانهای عامیانه بخش مهمّی ازفرهنگ عامه بهشمارمیآید. بهویژه درکشورهایی مانند کشور ما که مورخان اعتنایی به شرح و توصیف زندگی مردم نداشتهاند؛ این داستانها اهمیت بیشتری مییابد و بهعنوان منبعی مهّم برای کسب آگاهی آداب، عادات، رسوم وسنن آنها درمیآید. داستان فیروزشاهنامه پس ازسمک عیّار و داراب نامه ازمهمّترین داستانهای عامیانه بهشمار میرود که ازاصالت برخوردار است. فیروزشاهنامه یکی ازمتون ارزشمند منثور ادبیات فارسی و درواقع مجلد سوم و دنبالۀ کتابی است که دو مجلد آن بهعنوان دارابنامه مشهوراست. این کتاب تألیف محمد بیغمی از آثار قرن نهم هجری است؛ اما پیداست که منشأ بسیار قدیمیتر دارد. از این اثر علاوه بر استفادههای دستوری، لغوی و زبانشناسی، مطالب زیادی درحوزۀ جامعه شناسی تاریخی میتوان به دست آورد. مطالعه و شناخت این میراث مهمّ فرهنگی، شناخت هرچه بهترگذشتۀ فرهنگی وجامعه شناسی سرزمین ایران را به دنبال دارد و تحوّل فکری وتکامل اجتماعی مردم آن را نشان میدهد. بررسی باورها، آیینها و دیگر عناصر فرهنگ عامه درفیروزشاهنامه موضوع این مقاله است که به شیوۀ توصیفی -تحلیلی با مراجعه به منابع کتابخانهای نوشته شدهاست. گفتنی است این کتاب از جهت داشتن عناصرفولکلوریک اثری درخورتوجه است.آداب ورسوم اجتماعی و فرهنگی و باورهای خرافی به ترتیب بالاترین بسامد را در عناصرفرهنگ عامۀ فیروزشاهنامه دارا میباشند.