رابطة مفاهیم «فرّه» و «خویشکاری» براساس متون پهلوی و کارکرد اجتماعی آنها در اندیشة سیاسی ایران باستان
نویسندگان
1 کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران.
2 استادیار بخش تاریخ دانشگاه اصفهان
doi
10.22103/jis.2017.1704چکیده
بسیاری از واژههایی که در متون پهلوی به کار رفتهاست، فارغ از معانی انتزاعی و نظریشان، کارکردی عملگرایانه در صحنة اجتماعی ایران باستان داشتهاند. از مهمترین این واژهها، «فرّه» و «خویشکاری» میباشند که ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشته و در معنای عملی خود، از کارکردی یکسان برخوردارند؛ متون پهلوی ـ با تأکید بر دینکرد ـ نشان میدهند که این دو واژه نسبت مستقیمی با یکدیگر دارند. درواقع، خویشکاری در هر فرد ظرفیتی از فروغ ایزدی و روشنایی مطلق میباشد که همان فرۀ یزدانی است و به هر آفریدهای به اندازۀ تاب و توان و انجام خویشکاری آفرینشیاو، اعطا میگردد. این نور یا روشنایی، از بهترین نوع خویشکاری از سوی هر فردی حاصل میشود که فرد در جایگاه خویش و در ساختار طبقاتیاش از بهترین کارکردها در جهت نیرومندساختن عوامل حیات و زندگی بهره میبرد و به موجودات مینوی مانندتر میشود و بدینترتیب، شایستۀ لقب «فرّهمند» میگردد. شیوۀ پژوهش، توصیفی-تحلیلیاست و هدفآن که با بررسی منابع دست اول پهلوی و مطابقت آن با ساختار اجتماعی ایران باستان انجامشده، نشان دادن پیوند این دو مفهوماست که در حقیقت، آمیزهای میان نظر و عمل در نزد فرزانگان ایران باستان بودهاست تا از اینطریق بتوان بیشترین بازده و نتایج عینی را از فعالیّتهای مردم در جهت پایداری و ثبات بنیان قدرت بهدستآورد.