رویداد حرکت در رمان حکایات یوسف تادرس اثر" عادل عصمت" بر اساس رویکرد شناختی تالمی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
3 استادیارگروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22034/mcal.2025.22113.2427چکیده
حرکت تجربه ای بنیادین در زندگی انسان است . مطالعه ی نحوه ی حرکت در زبان ها با با کار تالمی در مورد الگوهای واژگانی شدگی شروع شد. تالمی فعل حرکتی را حاصل چهار مؤلّفه ی جزءحرکتی، پیکر، مسیر و زمینه می داند. و بر اساس نحوه ی رمزگذاری رویداد حرکت، در دو رده ی فعل بنیاد و تابع بنیاد قرار می دهد. پژوهش حاضر، با تکیه بر نظریه ی شناختی تالمی، و با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی رویداد حرکت در رمان حکایات یوسف تادرس اثر"عادل عصمت" پرداخته است. و ضروت اصلی پژوهش حاضر این است که نویسنده از کدام الگوی واژگون شدگی تالمی استفاده کرده است؟. به همین منظور، ابتدا داده ها از طریق مطالعه ی رمان یوسف تادرس گردآوری و ثبت گردید و در تحلیل افعال تنها به معنای صریح و فیزیکی تمرکز نگردیده است بلکه به معنای استعاری آن ها در برخی موارد پرداخته شده است. با دقّت در شواهد و نمونه های جمع آوری شده در این رمان، می توان گفت که بیشتر الگوی واژگان شدگی تالمی در رمان مورد نظر وجود دارد .از دیگریافته های پژوهش حاضر، این است که عنصر های حرکتی به کار رفته در این رمان، فعل محور و قمربنیاد هستند، ولی بیشتر به سمت تابعبنیاد بودن گرایش دارند.