بررسی فلسفۀ زروان در تفکرّاتدینی بر پایۀ اندرزنامههای پهلوی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد زبان و فرهنگ باستانی
doi
10.22103/jis.2017.1595چکیده
زُروان نام یکی ازایزدان باستانی است که درنوشته های پهلوی خدای زمان بوده و در دورۀ میانه به عنوان خدای یگانه ظهور مییابد؛ به عبارتی در دورۀ میانه، زروان شخصیتی کاملاً مستقل یافته و در رأس اهورامزدا و اهریمن، ثنویّت زردشتی را تحتتأثیر قرار میدهد. نمونۀ چنین تفکّری در اساطیر دیگر ملل نیز دیده میشود و همواره زمان در دیدگاه بشری به عنوان خدای خالق جهان مورد نظر بودهاست. حضور و نقش نحلة زروانی و این ایزد زمان در ایرانزمین و تفکّرات ایرانیان، به گونهای است که حتّی شخصی چون مانی که برای جلب افکار عموم، نام خدایان هر منطقه را بر نام ایزد بزرگ خویش(پدرِ عظمت) میگذارد، نام زروان را برای پدر عظمت برمیگزیند. مسئلۀ اصلی پژوهش این است که زروان چه تأثیری بر اندیشة ایرانی و دین مزدیسنی گذاردهاست و بازتاب این نقش را به چه صورت در متون ایرانی میانه میتوان مشاهده نمود؟ گفتنی است که برای بررسی این ایزد و رّدپای زروانگرایی و تأثیرآموزههای آن بر دین مزدیسنان و افکار ایرانیان متون پهلوی و بهویژه اندرزنامههای پهلوی، از منابع مورد استناد و معتبر قابل ارجاع هستند که میتوان آنها را به عنوان متونی که بیانگر شیوۀ تفکّر دینی در این دوره بودهاند، ملاک ارزیابی قرارداد و و باور به این خدا را در آنها پیگیریکرد و با رویکردی توصیفی-تحلیلی ملاحظهکرد که برخی آموزهها و مؤلّفههای زروانباوری همچون تقدیرگرایی، زنستیزی و باور به تأثیر نجوم و ستارگان در سرنوشت آدمی و همچنین توسّل به دعا و قربانی، در باورهای مزدیسنی نقش نمایان و پررنگی دارند.