تحلیل وجهیت در رمان «القناص» زهران القاسمی؛ بر مبنای الگوی «وجهی_روایی» پاول سیمپسون
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد ادبیات عرب، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
doi
10.22034/mcal.2025.22495.2451چکیده
پاول سیمپسون به عنوان یکی از نظریهپردازان حوزه روایتشناسی ضمن الهام از آراء نظریهپردازان پیشین حوزه سبک شناسی روایت، الگویی سبکشناسانه مبتنی بر زبانشناسی، با عنوان الگوی وجهی-روائی، به منظور واکاوی و تحلیل داستانها ارائه داده است؛ در این الگو وجهیت همان جهتگیریهای خاص نویسنده در متن است و نوع وجهیت غالب در روایتها، انواع روایت ها با نظامهای وجهی مختلف را ایجاد میکند. در همین راستا این پژوهش بر آن است تا با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و کاربست الگوی وجهی-روائی سیمپسون، ضمن بررسی شیوه روایت و زاویه دید در رمان «القناص» اثر زهران القاسمی، مقوله وجهیت را در این رمان بررسی و تحلیل کند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که زهران القاسمی در رمان القناص ضمن بهره گیری از زاویه دید اول شخص، دانای کل و گاه سوم شخص، دیدگاههای قهرمان داستان (صالح) را بدون دخالت و سوگیری بیان کرده است و همین امر باعث شده است که وجهیت غالب در داستان از نوع مثبت باشد که این خود نشان از دیدگاه قاطع راوی در ترسیم وقایع و رخدادهای داستان دارد. بدین ترتیب که نویسنده در این داستان، برای ارائه وجهیت مثبت از ابزارهای زبانشناختی مختلفی همچون: افعال و واژگان مبنی بر وجه مثبت مانند افعال تمنایی، به کارگیری کلمات احساسی اعم از قیود و صفات ارزیابیکننده، افعال گزارشی، جملات بیانکننده عقیده و تعمیمدهنده بهره جسته است.