تحلیل قیاسی مناظرة «خسرو و ریدک» با«درخت آسوریک» بر اساس نظریة دیالوگیسم باختین

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.22103/jis.2017.1627
چکیده

      بر اساس نظریة «دیالوگ» باختین، هر سخن در هر زمینه­ای، خواه ناخواه «گفت­وشنودی» است. این تئوری که در واقع واکنشی ضد فرمالیستی و ضداستالینی بوده­است، توجه خود را به نثر، به­ویژه به «رمان»(در معنای مدرن)  معطوف ساخته­است؛ امّا با اندکی توسّع می­توان این نظریه را در تحلیل متون منظوم فارسی(حکایات، حماسه، مثنوی­های عارفانه و عاشقانه)به­کار گرفت. باختین «گفت­وگو» را در مقابل مفهوم «تک­گویی»  قرار داد و آن را به انواعی چون: درونی و بیرونی، مستقیم و غیر مستقیم، اسکاز و جدل پنهانی تقسیم کرد. این مقاله، با رهیافتی توصیفی – تحلیلی با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه­ای، به بررسی قیاسی درخت آسوریک، مناظرة مفاخره­آمیز بین بُز و درخت خرما با مناظرة خسرو و ریدک، گفت­و­گوی بین خسرو دوم با پسری به نام «وس پوهر» پرداخته­است. هر دو اثر مربوط به ایران قبل از اسلام هستند که بر پایة «گفت­و­گو» ساخته شده­اند، ولی نوع دیالوگ، محتوا و شکل آن­ها با همدیگر تفاوت دارد. در مقاله سعی شده ­است ضمن معرّفی دو اثر، با بیان ویژگی­های هر یک، وجوه تشابه و تمایز آن­ها از منظر نظریة دیالوگیسم باختیین مورد بررسی قرار گیرد. مهم­ترین نتایج این جستار این است که هر دو اثر بر اساس مکالمه ساخته شده­اند امّا درخت آسوریک، جدل آشکار و خسرو و ریدک، گفت­وگو برای آزمون و سنجش است؛ به عبارت دیگر، یکی از طرفین سخن(خسرو) سوال طرح می­کند و طرف دیگر سخن(ریدک) بدان پاسخ می­دهد تا به اثبات خود و آرمان­های طبقه­ای که به پدران تعلق دارد، بپردازد. در هر دو اثر، صدا و سخن تحکّم­آمیز و مطلق جایگاهی ندارد؛ به زبانی دیگر، لحن کلام راوی اثر آمرانه نیست، حتی در جدل بز و درخت خرما، راوی هرگز از این نوع سخن گفتن بهره نمی­جوید