مروری بر حضور اساطیر ایرانی در شعر عصر سلجوقی با محوریّت اشعار خاقانی شروانی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور
2 عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور
doi
10.22103/jis.2017.1629چکیده
اسطورهها بخشی عمدهای از فرهنگ ملّتها را تشکیل میدهند و همین امر باعث شده که هنرمندان و بخصوص شاعران از این پدیده تأثیر بسیار پذیرند. شعر فارسی در نخستین دوران شکوفایی خویش، یعنی عصر سامانی و اوایل عصر غزنوی، شاهد توجه چشمگیر و مثبت شاعران به اساطیر و نیز حماسههای ایرانی است، امّا با تحکیم قدرت دولتهای غزنوی و بهویژه سلجوقی در ایران، شاهد کاهش یافتن- امّا نه قطع شدن- توجّه به اساطیر و حماسههای ایرانی هستیم. یکی از مهمترین شیوههای توجّه شاعران این دوره به اساطیر، پایه قرار دادن شخصیّتها و روایتهای اساطیر ایرانی برای تصویرسازیهای شعری است که لزوماً هم تصویرسازیهای مثبت نبودند و بسیار اتفاق میافتاد که شاعران، برای بزرگداشت ممدوح خویش، به کوچک شمردن شخصیّتهای اساطیر ایرانی میپرداختند. همچنین در این دوران، شاهد جایگزینی روایتها و شخصیّتهای سامی و اسلامی به جای اساطیر ایرانی هستیم. خاقانی شروانی، شاعر بزرگ قرن ششم هجری، نمونهای کامل از شعر عصر سلجوقی و مختصّات آن است. در این مقاله برآنیم که با جستوجو در اشعار خاقانی، به بررسی شیوۀ کاربرد اساطیر ایرانی در شعر عصر سلجوقی با شیوۀ تحلیلی بپردازیم.