بررسی شخصیت اصلی رمان«إختفاء السید لاأحد» برمبنای نظریۀ آبراهام مزلو
نویسندگان
1 دانشیار بخش زبان و ادبیات عرب، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
3 دانشیار بخش زبان و ادبیات عرب، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22034/mcal.2024.19728.2302چکیده
یکی از مهمترین سبکهای نقد ادبی، نقد روانشناختی است. ادبیات بهخصوص رمان، ازآنجهت که به واقعیتهایی از زندگی در چارچوب ترسیم شخصیتها و دنیای داستان میپردازد، بیانکنندهی ویژگیهایی از روان انسان است؛ بنابراین میتوان بر اساس نظریههای روانشناسی به تحلیل شخصیتهای آن پرداخت. یکی از این نظریهها، نظریه آبراهام هارولد مزلو، روانشناس آمریکایی و چهره شاخص روانشناسی انسانگرایی یا نیروی سوم است. مزلو هرم سلسلهمراتب نیازها را مطرح کرد که شامل پنج نیاز فیزیولوژیکی، ایمنی، محبت و تعلق پذیری، احترام و خودشکوفایی است. وی درحالیکه بیشترین توجه را به عالیترین نیاز، یعنی نیاز خودشکوفایی داشت، اما معتقد بود که برای رسیدن به خودشکوفایی، ابتدا باید نیازهای سطح پایینتر افراد برآورده شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی به بررسی شخصیت اصلی رمان إختفاء السید لا أحد(ناپدیدشدن آقای هیچکس) اثر احمد طیباوی، نویسنده الجزایری، بر اساس نظریه مزلو پرداخته است. بنابر بررسیهای انجامشده میتوان گفت که شخصیت اصلی رمان السید لا احد به خودشکوفایی نائل می-گردد. اما این خودشکوفایی با انگیزش عادی و از طریق ارضای سلسلهمراتبی نیازها صورت نمیگیرد؛ بلکه او همچون خواستارانِ تحقق خود، تحت تأثیر فرا انگیزش قرار گرفته و با توجه به برخورداری از ارزشهای B و حرکت در مسیر فرانیازها، به خودشکوفایی میرسد.