بررسی حق اختصاص در اشیاء فاقد مالیت از نظر فقهای شیعه و اهل‌سنت

نویسندگان

1 مربی گروه فقه و حقوق، واحد ایذه، دانشگاه آزاد اسلامی، ایذه، ایران

2 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم

doi
چکیده

حق اختصاص که در حقیقت همان حق انتفاع و تصرف در چیزهایی است که عُرفاً و یا شرعاً مِلک انسان به شمار نمی­‌آیند، بیشتر مربوط به اشیاء فاقد مالیت است؛ و عمده بحث از ثبوت حق اختصاص در این اشیاء نیز مربوط به نجاسات و متنجسات و محرمات است که از طرفی انتفاع از آنها شرعاً حرام است و از طرف دیگر ممکن است برخی انتفاعات حلال در آنها قابل تصور باشد؛ اما سایر اشیاء فاقد مالیت (نظیر کوزه شکسته، اشیاء مندرس و قراضه و امثال آن)، ثبوت حق اختصاص در آنها چندان دشوار نیست و بر اساس حکم عقلاء صورت می­‌گیرد. در نوشته­‌جات فقهی دست اول، اصطلاح حق اختصاص غالباً یافت نمی­‌شود، بلکه فقط معنای آن و احکام فقهی مرتبط با آن در بحث «انتفاع از نجاسات و متنجسات و محرمات» دیده می­‌شود. فقهای اسلامی میان «حق اختصاص» با «جواز انتفاع»، قائل به ملازمه­‌اند؛ اما در ملازمه­ میان «جواز انتفاع» با «جواز بیع» اختلاف نظر دارند. فقهای امامیه این ملازمه را قبول ندارند و لذا در این­‌گونه موارد «هدیه» را راهگشا می­‌دانند. اما برخی از فرقه­‌های اهل­‌سنت، مانند حنفیه ملازمه میان «جواز انتفاع» و «جواز بیع» را قبول دارند و لذا بیع متنجسات و گاه نجاسات را نیز به دلیل وجود برخی انتفاعات حلال در آنها جایز می­­‌دانند. به نظر می­‌رسد جواز انتفاع از نجاسات و متنجسات و محرمات باید محدود به حالت ضرورت و اضطرار و عدم راه چاره باشد، در نتیجه ثبوت حق اختصاص در آنها در غیر حالت اضطرار منتفی باشد.