بررسی شاخصههای آرمانشهر میخائیل الصقال در رمان "لطایفُ السَّمَرِ فِی سُکّانِ الزُّهرةِ وَالقَمَرِ"، با نگاهی به آموزههای دینی (براساس نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه یزد، ایران
2 دانشیار بخش زبان و ادبیات عربی دانشگاه یزد، ایران
3 دانشیار بخش زبان و ادبیات عربی دانشگاه یزد، ایران
4 استادیار بخش زبان و ادبیات عربی دانشگاه یزد، ایران
doi
10.22034/mcal.2025.22002.2422چکیده
آرمانشهر، مدینۀ فاضلهای است که در آن انسانها در سعادت زندگی میکنند. در طول تاریخ برخی از فلاسفه و ادبا ویژگیهای مطلوب آرمانشهر خود را ترسیم کردهاند. میخائیل الصقال ادیب سوری در رمان "لطائف السّمر فی سکّان الزُّهره و القَمر" به ترسیم آرمانشهر، میپردازد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی کوشیده است مهمترین شاخصههای آرمانشهر صقال را تحلیل، آموزههای دینی تبلور یافته در رمان را بررسی و روابط این آموزهها را بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت واکاوی کند. نتایج نشان میدهد دینمداری، قضاوت عادلانه، تکریم زن، تعلیم و تربیت، ترجیح روستا و علم جدید مهمترین شاخصههای آرمانشهر صقال میباشند. اعتقاد به خداوند یگانه، جایگاه والای انسان، پایبندی به محبت، عفت، صداقت و تواضع، جهاد، اتصاف عملی به نیکیها و نظافت آموزههای دینی مورد تأکید صقال میباشند. رمان با طیفهای گوناگونی از متون دینی ارتباط برقرار کرده و این ارتباط در جهت ایجاد نظام معنایی شامل روابط زبرمتنیت، بینامتنیت و فرامتنیت است که بسامد زبرمتنیت بیشتر از سایر روابط می باشد. آشنایی با آموزههای دینی در ترسیم آرمانشهر صقال مؤثر بوده است. تعداد زیاد شاهد مثالها که با متن قرآن یا احادیث رابطۀ ترامتنی دارد، گویای این تأثیرپذیری است.