تحلیل شخصیّت‎های اصلی در ده داستان...

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه ولی عصر رفسنجان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر

doi
10.22103/jis.2016.1500
چکیده

   داستانهای کوتاه رئالیستی صادق هدایت از زوایای مختلف قابل نقد و بررسی است. چون این داستانها با مبانی نظریّات روانکاوانۀ فروید و یونگ، بیشتر قابل انطباق بوده‎ ، تحلیل آنها از این زوایا، هم بیشتر مورد توجّه پژوهشگران واقع‎‎ شده‎است؛ امّا این داستان‎ها در حوزۀ روانشناسی انسان‎گرا ( humanistic psychology ) و به­ویژه با تکیه بر نظریۀ آبراهام مزلو هم قابل بررسی‎است. پژوهندگان در این جستار با مبنا قرار‎دادن همین رویکرد، به بررسی شخصیّت‎های اصلی در ده داستان کوتاه صادق هدایت پرداخته‎اند. بر اساس نتایج این پژوهش، چون محیط رشد و بالندگی قهرمانان این داستان‎ها؛ یعنی جامعۀ ایران در اواخر عهد قاجار و اوائل عصر پهلوی، واجد شرایط لازم برای پرورش و بالندگی استعدادهای نهفتۀ افراد، در جهت نیل به شکوفایی و کمال نبوده‎است؛ لذا قهرمانان این داستان‎ها، اغلب آدم‎هایی درون‎گرا، منزوی، روان‌رنجور و شکست‎‌خورده‎اند که نمی‎توانند به خودشکوفایی برسند.