تحلیل رمان «الفلاح» عبدالرحمان شرقاوی بر پایه زیبایی‌شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی. دانشگاه حکیم سبزواری. سبزوار. ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22034/mcal.2025.22487.2453
چکیده

نظریۀ زیبایی‌شناسی انتقادی، یکی از مفاهیم بنیادین مکتب فرانکفورت در قرن بیستم است که به نقد ساختارهای جامعۀ سرمایه‌داری می‌پردازد. این مکتب بر این باور است که هنر، به‌عنوان ترکیبی از تجربه‌های حسی و ادراک عقلانی، تنها پدیده‌ای است که می‌تواند به شکلی اصیل به درک زیبایی بپردازد. هنر محدود به سرگرمی یا زیبایی محض نیست، بلکه ابزاری مهم برای نقد اجتماعی و ایجاد تغییرات بنیادین در جوامع است. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل رمان «الفلاح» عبدالرحمن، شرقاوی رمان‌نویس مصری، بر پایۀ زیبایی‌شناسی انتقادی با تکیه بر روش توصیفی _تحلیلی است. رمان «الفلاح»، به‌عنوان نمونه‌ای از ادبیات انتقادی، از منظری زیباشناختی به نقد جامعۀ سرمایه‌داری و تأثیرات آن بر فرهنگ می‌پردازد. این پژوهش، به‌دنبال پاسخگویی به این پرسش است که چگونه شرقاوی با بهره‌گیری هنرمندانه از زیبایی هنر به نقد ساختارهای قدرت و ایدئولوژی‌های غالب پرداخته و چگونه هنر را به ابزاری برای تقویت تفکر انتقادی و آگاهی اجتماعی تبدیل کرده است؟ رمان «الفلاح» با تکیه برزیبایی‌شناسی انتقادی و مفهوم کلیدی آن یعنی نقد فرهنگ توده‌ای، خوانندگان را به بررسی تضادها، نابرابری‌ها و کلیشه‌های فرهنگی دعوت‎می‌کند و زمینه‌ا را برای تحلیل عمیق‌تر جامعۀ پسااستعماری مصر فراهم می‌آورد. با واکاوی مفاهیمی چون مقابله با صنعت فرهنگ، مخالفت با فردگرایی و ذره‌گرایی ، تضادهای دیالکتیکی و نقد کلیشه‌های جنسیتی، نتایج پژوهش نشان‌داد که شرقاوی با آفرینش شخصیت‌هایی متنوع و پیچیده و روایتی جذاب، از تضاد‌ها، نابرابری‌های اجتماعی، فساد سیاسی و بحران هویتی جامعه که به واسطۀ فرهنگ‌ توده‌ای، پنهان است، سخن‌می‌گوید و خواننده را به تفکر و نقد جامعه هدایت می‌کند.