بررسی و تحلیل داستان عاشقانه گلریز ضیاءالدین نخشبی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان
2 مدرس پاره وقت دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22103/jis.2016.1507چکیده
داستان گلریز نخشبی در شرح عشق شاهزاده عجبملک، فرزند پادشاه ترکستان به دختر شاه پریان نوشلب و اتفاقات و موانعی است که در راه رسیدن او به معشوقش پیش میآید . درونمایههای داستان «گلریز»، که ضیاءالدین نخشبی آن را به سال 750 هجری قمری در قالب نثری آمیخته به نظم آفریده است، یادآور افسانههای پریانی است که رویای بسیاری از آنها را در داستانهایی همچون «هزار و یک شب» میتوان یافت . بنمایههای عیاری و عاشقانه که در داستانهای سنتی وجود دارد در این داستان نیز کاملا مشهود است . اگرچه عواملی همچون آفرینش شگفتیها و فرضی بودن زمان و مکان، قسمتهایی از این داستان را با بخشی از قصههای «هزار و یک شب» منطبق میسازد، امّا تکّههای نامنطبق آن را وجود مواردی همچون استفادة شاعر از اشعار و ضربالمثلها، برخورداری از مایههای عرفانی و وجود ضعفی محسوس در پیرنگ داستان تشکیل میدهد. این مقاله ضمن معرفی مختصر سراینده و گزارش داستان «گلریز»، به تحلیل ابعاد گوناگون ساختاری و محتوایی از منظر عناصر داستانی موجود در داستانهای عاشقانه میپردازد .