تطبیق ساختار روایی رمان «وحدها شجرة الرّمان» سنان انطون با نظریه‌ی روایت‌شناسی گریماس

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان

2 عضو هیأت علمی دانشگاه کاشان

3 عضو هیات علمی دانشگاه کاشان

doi
10.22034/mcal.2024.20584.2341
چکیده

داستان، بسانِ آینه‌ای، تحولات روحی انسان‌ها را در خود بازتاب می‌دهد و به همین دلیل از دیرباز مورد توجه بشر بوده است. بررسی روایت و داستان نیز سابقه‌ا‌‌ی دیرینه دارد و به پژوهش‌های ارسطو بازمی‌گردد. در دوره معاصر ، گریماس، نشانه‌شناس لیتوانیایی از دریچه‌ای دیگر به بررسی روایت و داستان می‌پردازد. هدف او از بررسی داستان، رسیدن به یک طرح کلی است که تمام روایت‌ها از آن پیروی می‌کنند. گریماس همه‌ی روایت‌ها را تابع یکی از این دو ساختار می‌داند: 1-قرارداد (ممنوعیت) _نقض_مجازات 2- بی‌نظمی یا عدم وجود قرارداد_نظم یا وجود قرارداد. بر مبنای الگوی گریماس در تمامی روایت‌ها شش عنصر روایی وجود دارد که عبارتند از: فاعل، هدف، گیرنده، فرستنده ،یاریگر، بازدارنده. باور او این است که در همه‌ی داستان‌ها گزاره‌های روایی که شامل وصفی، وجهی و متعدی است و همچنین زنجیره‌های روایی قابل مشاهده است. بر این ‌اساس، پژوهش حاضر می‌کوشد با اتخاذ رویکرد توصیفی _ تحلیلی و بر پایه‌ی نظریه‌ی روایت‌شناسی گریماس رمان «وحدها شجرة الرّمان» سنان انطون را مورد ارزیابی قرار دهد. بررسی نشان از آن دارد که این رمان، بن-مایه اجتماعی_سیاسی دارد و از ساختار قرارداد _ نقض_مجازات پیروی می‌کند. همچنین شش عنصر روایی، گزاره‌ها و زنجیره‌های روایی نظریه‌ی گریماس در این رمان مشاهده می‌شود.