کاربست شیوه‌ی روایی فراداستان تاریخ نگارانه‌ در رمان صانع الظلام اثر تامر ابراهیم

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.22034/mcal.2024.21457.2389
چکیده

با گسترش اندیشه‌های پسامدرنیستی در قرن حاضر، رابطه‌ی انسان با بسیاری از علوم و هنرهای معاصر دستخوش تغییر و تحولی بنیادین و اساسی گردید؛ علت این تغییر را باید در نحوه‌ی نگرش جدیدی یافت که اندیشه‌های پسامدرنی به انسان معاصر بخشید. یکی از میدان‌هایی که تأثیری شگرف و شالوده‌شکنانه‌ از اندیشه‌ی پست مدرن گرفت، ادبیات و به ویژه رمان بود. در کنار ادبیات، تاریخ نیز از این تأثیرات بی‌بهره نبود؛ در حقیقت اندیشه‌های پسامدرنیستی سبب شد تا ادبیات و تاریخ در فضایی ویژه به هم آمیزند و نوع جدیدی از شیوه‌ی روایت‌گری را در رمان بنیان نهند که "فراداستان تاریخ‌نگارانه" نامیده شد. رمان "صانع الظلام" اثر "تامر ابراهیم" رمان نویس معاصر مصری، از جمله آثاری است که به خوبی توانسته از مؤلفه‌های پست‌مدرن و به ویژه شیوه‌ی‌ روایی فراداستان تاریخ‌نگارانه در آفرینش رخدادهای داستانی خود بهره برده و دنیای جدیدی از داستان‌نویسی معاصر را با درآمیختن خیال و واقعیت در بستر رخدادهای تاریخی و در ژانر وحشت به خواننده‌ ارائه دهد. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوه‌ی توصیفی تحلیلی شیوه‌ی روایی ویژه‌ی رمان "صانع الظلام"بر مبنای فرداستان تاریخ‌نگارانه را مورد بررسی قرار دهد. نتایج به دست آمده نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که رمان "صانع الظلام" با بهره‌گیری از مؤلفه‌هایی مانند اتصال کوتاه، درآمیختگی خیال و واقعیت، زمان‌پریشی‌های تاریخی، ورود شخصیت‌های تاریخی به رمان و تلاش برای تغییر ماهیت و عملکرد آنها و نامشخص بودن فرجام، رمانی کاملا پست مدرنیستی بوده و تامر ابراهیم با شیوه‌ی روایی فراداستان‌تاریخ‌نگارانه، مرزهای زمانی و تاریخی را دراثر خود به چالش کشیده است.