اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه ذهن و روش تیچ بر سطح مهارت‌های ارتباطی و تعامل اجتماعی در کودکان طیف اتیسم

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا،گروه روانشناسی عمومی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

2 دانشیار گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

3 دانشیار گروه روان شناسی ، واحد اهواز ، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز ، ایران .

4 دانشیار گروه روانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

doi
10.22038/mjms.2021.17914
چکیده

مقدمه: در زمینه درمان مشکلات ارتباطی و تعامل اجتماعی کودکان اتیسم، درمان قطعی وجود ندارد امّا راه­های گوناگونی برای کاهش مشکلات در زمینه­های اجتماعی، ارتباطی و رفتاری وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه ذهن و روش تیچ بر بهبود مهارت‌های ارتباطی و تعامل اجتماعی کودکان طیف اتیسم انجام پذیرفت.روش کار: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی (پیش­آزمون – پس­آزمون و کنترل) است.جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان طیف اتیسم استان بوشهر در سال 1397 بود. نمونه توسط روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و 45 آزمودنی به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). در این پژوهش از مولفه­های مقیاس­ درجه‌بندی اتیسم گیلیام (گیلیام، 1995) استفاده شد. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS-20 و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.نتایج: نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه ذهن بر بهبود مهارت‌های ارتباطی (29/34= F، 001/0P≤) و تعامل اجتماعی (21/92= F، 001/0P≤) کودکان مؤثر بود. همچنین اثربخشی روش تیچ نیز بر بهبود مهارت­های ارتباطی (01/25= F، 001/0P≤) و تعامل اجتماعی (21/92= F، 001/0P≤) کودکان مؤثر بود و بین دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری وجود نداشت.نتیجه‌گیری: روش تیچ و نظریه ذهن می­توانند بر بهبود تعامل اجتماعی کودکان طیف اتیسم موثر باشند. پیشنهاد می­شود جهت افزایش سطح تعاملات اجتماعی کودکان از نظریه ذهن و روش تیچ بیشتر از پیش استفاده شود.