تحلیل جلوههای چندصدایی در رمان راعی غوالی وفاء العمیمی با نگاهی به نظریهی میخائیل باختین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
doi
10.22034/mcal.2024.20967.2358چکیده
چندصدایی یکی از موضوعاتی است که در چند دههی اخیر در حوزهی مطالعات ادبیات داستانی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از نظریات قابل توجه در این باب نظریهی نظریهپرداز روسی، میخائیل باختین است. به اعتقاد میخائیل باختین چندصدایی توزیع مساوی صداها در متن است بدون اینکه صدایی بر صدای دیگر مسلط شود و استقلال صداها نقض شود. بهترین انواع ادبی برای بازتاب صداها، داستان، رمان و قصه هستتند و باختین تنها رمانی را در خور توجه میداند که مجال بروز صداهای مختلف را فراهم آورد. پژوهش حاضر با روش توصیفی– تحلیلی به بررسی رمان راعی غوالی (چوپان شتری به نام غوالی) اثر وفاء العمیمی (1989م) براساس نظریهی مذکور پرداخته است. العمیمی در این اثر تلاش کرده دیدگاهها و باورهای غلط جامعه نسبت به زنان مطلقه را به تصویر بکشد؛ زنانی که برای تحقق آرزوها و خواستههای خود تلاش میکنند؛ اما افراد مختلف جامعه با پایبندی به اعتقادات کهن خود مانع رشد آنها و شکوفایی استعدادهایشان میشوند. واقع گرایی و ارائه تصویری واقعی از جامعه دلیلی بر انتخاب این رمان است. از نتایج این پژوهش میتوان به این مهم اشاره نمود که العمیمی با هدف نقد ساختارهای اجتماعی جامعه نسبت به زنان مطلقه صداهای مختلفی ایجاد نموده که با توجه به مؤلفههای چند صدایی مطرح شده از سوی باختین، وجود این صداها و شواهدی دیگر مانند تعدد گفتمانها و ایدئولوژیها، بینامتنیت، تعدد راویان و تغییر ناگهانی زاویه دید و کرونوتوپ در این رمان، آن را در دستهی رمانهای چند صدایی قرار داده است.