بازنمایی اندیشه‌های داستانی در رمان رقصة الجدیلة و النهر اثر وفاء عبدالرزاق براساس نظریه لیچ و شورت

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا همدان- ایران

doi
10.22034/mcal.2024.21337.2380
چکیده

«شیوه‌های بازنمایی اندیشه داستانی» به‌عنوان یکی از نظریات روایت‌شناسی و گفتمان روایی، توسط دو سبک‌شناس انگلیسی، لیچ و شورت، در کتاب «سبک در ادبیات داستانی» مطرح شده‌است. در نظر آنان روایت، ابزاری برای بازنمایی اندیشه‌های ذهنی شخصیت‌هاست. این بازنمایی به پنج روش(مستقیم، غیرمستقیم، آزاد مستقیم، آزاد غیرمستقیم و گزارش روایتی) انجام می‌شود. رمان "رقصة الجدیلة والنهر" اثر وفاء عبدالرزاق نویسنده معاصر عراقی است. در این اثر تخیلی-رئالیستی، عبدالرزاق وضعیت اسف‌بار مردم موصل در جنگ با داعش را با استفاده از این شیوه‌ها ترسیم نموده‌است. در این پژوهش، اندیشه‌های داستانی بر اساس شیوه‌های پنجگانه روایت تحلیل شده‌است. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی انجام‌شده و هدف از آن، پی‌بردن به چگونگی بازنمایی اندیشه‌های درونی و دغدغه‌های ذهنی شخصیت‌ها در رمان است. نتایج نشان می‌دهد که شیوه گزارش روایتی به‌دلیل تسلط کامل راوی بر روایت و لزوم بازنمایی مختصرِ حجم گسترده‌ای از اندیشه‌های مرتبط با جنگ داعش، بیشترین بسامد را دارد. در این میان، حضور پررنگ شخصیت در بازنمایی اندیشه‌ها و دلهره‌های خویش در مورد جنایت‌های داعش به دو شیوه مستقیم و آزاد مستقیم، سبب شده‌است این اندیشه‌ها واقعی‌تر به نظر برسد. بعد روانی شخصیت‌های داستان در هر پنج شیوه، مورد توجه قرار گرفته‌است.