بازخوانی جداریه محمود درویش از چشم انداز رئالیسم جادویی

نویسندگان

1 دانشگاه گیلان

2 عضو هیات علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
10.22034/mcal.2024.18859.2310
چکیده

رئالیسم جادویی به دلیل فقدان مانیفست، در تفهیم معنا و ساختار خود دچار چالش گفتمانی با دیگر جریانها گشته است. علی‌رغم خاستگاه آن در هنر بصری و نقاشی، با شهرتِ صدسال تنهایی مارکز، عمدتاً در سنت رمان به کار گرفته شد. پژوهشهای اندکی به مطالعه آن در منظومه‌های روایی از جمله شعر معاصر پرداخته اند. «جداریه» محمود درویش، حاصل زندگی شخصی و فعالیت‌های ادبی او بعد از جراحی قلب و گونه‌ای وصیت‌نامه تاریخی برای فلسطین است. هدف پژوهش توصیف مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در جداریه و تبیین کارکرد مؤلفه‌های ساختاری و معنایی آن است؛ از این رهگذر قابلیت تحلیل منظومه‌های روایی از چشم‌انداز رئالیسم جادویی نیز توجیه می‌شود. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و تحلیل محتوای داده‌های کیفی طی مطالعه منابع کتابخانه‌ای با رویکرد درون‌متنی است. نتایج نشان می‌دهد درویش کوشیده است با تکنیکهایی چون استحاله راوی، سفر در فرا‌زمان و فرا‌مکان، ایجاد ابهام و تردید به واسطه تضادها، بسترسازی واقعیت آمیخته به خیال و جادو، فراخوانی اساطیر، نمادها، شخصیتهای دینی و ادبی، زاویه دید تخطی کننده و آشنایی زدایی برای برساختن واقعیتِ تاریخ و فرهنگ فلسطین به کارکردهای معنایی در بستر پارادوکسیکالِ نوستالژی و آرمان‌گرایی رهنمون شود.