بررسی سروده های انتقادی نزار قبانی بر اساس نظریه جورج لوکاچ

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی/دانشگاه کاشان

2 عضو هیأت علمی دانشگاه کاشان

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان

doi
10.22034/mcal.2024.19107.2280
چکیده

نظریه رئالیسم انتقادی جورج لوکاچ به نارضایتی از وضع موجود و تلاش برای تغییر آن توجه دارد و پیگیر تحقق دو هدف است؛ نخست تلاش برای بیداری مردم و دیگر ایجاد روحیه انقلابی در آنان. از نگاه این نظریه‌پرداز، یک اثر ادبی رئالیستی باید از سه شرط اساسی برخوردار باشد: شجاعت و صداقت، انتقاد از شرایط نامطلوب جامعه و بیان مشکلات مردم، مبارزه با فساد و مردمی بودن اثر. در این میان، «نزار قبانی» بعد از شکست 1967م با درک شرایط نامطلوب جامعه عربی اشعار انتقادی بسیاری سروده و دستاوردهای شعری‌اش قابلیت آن را دارد که از این نظرگاه مورد واکاوی و تحلیل قرار گیرد. نظر به اینکه شاعر یادشده حجم انبوهی از شعر خود را به انتقاد از وضعیت موجود اختصاص داده است، پژوهش حاضر می‌کوشد با رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی، اشعار وی را از این نظرگاه مورد تحلیل قرار دهد. چنین استنباط می‌شود که نزار دارای بینش انتقادی است که در بستر شعرش نه به عکاسی واقعیت، بلکه به نقاشی آن می‌پردازد و با ذهنیت نقادانه‌ای که داشته، واقعیت را به گونه‌ای به مخاطب ارائه می‌دهد که در عین اذعان به صداقت وی، شاهد شکل خاصی از بازتاب واقعیت و نه خود واقعیت در ادبیاتش می‌شود.