تعارض‌های مورفولوژیک در خرداقلیم شهری: چالشی در دستیابی به آسایش محیطی پایدار

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

2 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

doi
10.22059/jes.2026.408070.1008662
چکیده

هدف: پیچیدگی شرایط خرداقلیم‌‌های شهری راهکارهایی که جهت بهبود شرایط زیستی و آسایشی پیشنهاد می‌‌گردند را به سمت رفتارهای چندگانه و گاه متناقض سوق می‌‌دهد، به گونه‌‌ای که گاه بهبود یک جنبه آسایشی به بدتر شدن سایر جوانب منجر می‌‌گردد. این موضوع از این نظر حائز اهمیت است که در صورت مکان‌‌یابی نامناسب هر عنصر شهری، راهکارهای کاهشی می‌‌توانند نتایجی عکس در پی داشته باشند. دستیابی به محیطی پایدار و تاب‌‌آور زمانی میسر می‌‌گردد که بتوان مقادیری بهینه را با توجه به همه جوانب و نیازهای مختلف آسایشی محاسبه و ارائه نمود.روش پژوهش: این پژوهش تلاش کرده درصد تاثیرگذاری تعدادی از مولفه‌‌های پرکاربرد مورفولوژیکی را در رابطه با عوامل آسایشی مختلف از طریق نرم‌‌افزار CFD محور ANSYS-CFX محاسبه نماید. سپس ترکیبی منطقی از نیازها را در انتخاب فرم بهینه به‌‌کار گیرد. لذا با دسته‌‌بندی عناصر سازنده فرم بلوک‌‌های ساختمانی با توجه به ویژگی‌‌های ساختاری مشترک، مقایسه اثرات آن‌‌ها بر تغییرات دما، فشار و سرعت باد در دره-‌‌خیابان‌‌ها، سپس رتبه‌‌بندی آن‌‌ها سعی کرده مبنایی جهت انتخاب فرم و روش بهینه متناسب با شرایط بافت موجود ارائه کند. تکرار یک فرم متداول در ساخت‌‌و‌‌سازهای شهری در همه این گروه‌‌ها، امکان محاسبه درصد تاثیرگذاری اصلاح هندسه‌‌های ساختمانی را ایجاد می‌‌کند. به علت شرایط بحرانی هوای تهران، مقادیر ورودی در این شبیه‌‌سازی متناسب با اقلیم این شهر و به جهت ارائه راهکاری برای بهبود شرایط زیستی آن تنظیم گردیده است.یافته‌‌ها: نتایج نشان می‌‌دهند در میان سناریوهای مختلف، اصلاحات در فرم کلی و هندسه بلوک‌‌های ساختمانی بیشترین قابلیت را در بهبود شرایط همه جانبه دره خیابان‌‌ها دارا می‌‌باشند (تا 70 درصد نسبت به فرم‌‌های متداول). در مقابل کاستن از حجم ساختمان یا افزودن عناصری برای تغییر جریان باد به نما تنها تا 40 درصد می‌‌تواند بر بهبود شرایط آسایش دره خیابان تاثیرگذار باشد.نتیجه‌‌گیری: این پژوهش با افزودن یک لایه تحلیلی جدید، اثربخشی ابزارهای مداخله در شرایط خرداقلیم‌‌ها را بر اساس مقیاس تأثیرگذاری‌شان رتبه‌بندی می‌کند و با تمرکز بر عوامل اصلی (دما، باد، فشار) به پژوهشگران اجازه می‌دهد تا درک کنند که چگونه تغییرات ساختاری در مقیاس بزرگ، تأثیر بیشتری بر کنترل این عوامل دارند و چگونه می‌توان از تعارضات ذاتی بین آن‌ها کاست.