تحلیل کاربست شیوه‌ی روایی فراداستان در رمان کیدالنساء اثر خیری عبدالجواد

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه فرهنگیان. گروه عربی

doi
10.22034/mcal.2022.18606.2253
چکیده

فراداستان به عنوان یکی از شیوه‌های داستان نویسی پسامدرن، تغییر در شیوه‌های رایج نویسندگی داستان و کاربرد متفاوت آنها است. نویسنده‌ی فرداستان، تمام تلاش خود را به کار می‌بندد تا خواننده را از ساختگی و داستانی بودن اثر ادبی خود آگاه سازد و در این زمینه از شگردها و روش های ویژه‌ای در زمینه‌ی داستان‌نویسی بهره می‌برد. این شیوه‌ی نگارشی در دهه‌ی هفتاد میلادی توسط نظریه پردازان غربی معرفی شد و نه تنها در جهان غرب که در ادب عربی نیز نویسندگان بسیاری به آن روی آوردند. رمان کیدالنساء نوشته‌ی خیری عبدالجواد -رمان نویس معاصر مصری- را می‌توان از جمله رمان‌هایی به شمار آورد که در بردارنده‌ی میزان قابل توجهی از مؤلفه‌های فراداستانی است. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوه‌ی توصیفی – تحلیلی، به بررسی کاربست شیوه‌ی روایی فراداستان در رمان کیدالنساء و معنادار بودن فراوانی مؤلفه‌های فراداستانی در آن بپردازد. نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نشان‌دهنده‌ی این مطلب است که رمان کیدالنساء در کنار دارا بودنِ بسیاری از مؤلفه‌های فراداستانی مانند حضور نویسنده در داستان و گفتگو با خواننده، اتصال کوتاه، کولاژ فراداستانی، بیان داستانِ داستان نویسی و حضور شخصیت‌های واقعی و... شیوه‌ی فراداستان گویی را به شیوه‌ی نگارشی منحصر به فرد نویسنده پیوند زده و روشی تازه را در داستان گویی و رمان نویسی به ادب عربی معرفی کرده است. مؤلف ضمن استفاده از این مؤلفه‌هایی فراداستانی توانسته است به نحوی شایسته خیال و واقعیت را در هم آمیزد و خواننده را به غیرواقعی بودن داستان خود آگاه نماید.