نقد روانشناختی شخصیت سعید مهران در رماناللص و الکلاب براساس نظریۀ عقده حقارت آلفردآدلر
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تهران
2 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
3 پژوهشگاه علوم انسانی
doi
10.22034/mcal.2023.19353.2290چکیده
نقد روانشناختی تلاشی برای کشف مسائل روانشناسی از خلال متون ادبی است. یکی از نظریه های روان شناختی که بابرخی متون ادبی قابل تطبیق می-باشد،نظریه عقده حقارت آلفرد آدلر است. از نظر آدلر عقدۀ حقارت وقتی ایجاد میشود که فرد نمیتواند حقارتهای معمول خود را جبران کند و از همین رو احساس درماندگی میکند. مقالۀ حاضر به بررسی روانشناختی شخصیت سعید مهران در رمان اللص و الکلاب نجیب محفوظ میپردازد. از جمله اهداف این پژوهش شناسایی عوامل شکلگیری عقدۀ حقارت در شخصیت قهرمان داستان یعنی "سعید مهران" است. بازیابی پارامترهای عقده حقارت در شخصیت مذکور و تبیین مکانیسم های جبرانی مورد استفادۀ وی، از دیگر اهداف این جستار به شمار می آید. پژوهشحاضربا روش توصیفی _تحلیلی و با رویکرد روان شناختی انجام شده و به این نتایج دست یافته است که سعید مهران ازدوران کودکی به دلیل از دست دادن والدین، فقر و انزوای اجتماعی احساس حقارت می-کرده و پس از آن حوادث ناگواری مانند خیانت همسر و احساس شکست در باورها سبب ایجاد انگیزه برای گرفتن انتقام از تمام افرادی میشود که به زعم او در زندگیشاثر منفی داشته اند.در نهایت این احساس حقارت در وجود سعید مهران تبدیل به عقدۀ حقارت میشود، به گونهای که در نتیجۀ آن، زندگی وی به تاریکترین نقطۀ ممکنرسیدهو به مرگ وی میانجامد.