استراتژی دریایی و قدرت ملی (رویکردی نو به استراتژی دریایی)

نویسندگان

1 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی

2 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی

3 مدرس جغرافیای سیاسی

4 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی

doi
چکیده

جهان عرصه رقابت و همکاری بازیگران سیاسی- فضایی و کنشگران اقتصادی برای تأمین امنیت، حفظ منافع ملی و بهره‌گیری از فرصت‌ها، برای افزایش سطح رفاه و برخورداری از امتیازات است. یکی از مهم‌ترین عوامل دسترسی به این مهم، سیاست‌گذاری و به‌کارگیری قدرت دریایی است. هنر استراتژیست‌ها برای بهره‌گیری از دریا، منوط به تدوین راهکارهای هدفمند و طرح‌های عملیاتی بلندمدت است. استراتژی دریایی، به‌معنای توانایی یک کشور در استفاده کامل، آزادانه و امن از دریاها برای دستیابی به اهداف ملی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقادانه نظریه‌های مطرح قدرت دریایی و ارائه تعریفی جدید از استراتژی دریایی است که تمام مؤلفه‌های تأثیرگذار بر قدرت دریایی را دربرگیرد. این پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی و به روش توصیفی و تحلیلی انجام‌شده و داده‌ها و اطلاعات موردنیاز آن نیز به روش کتابخانه‌ای (کتب، نشریات و اینترنت) گردآوری شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های اثرگذار در تدوین استراتژی دریایی عبارتند از: اقتصاد دریایی، نیروی دریایی، فرهنگ دریایی، جغرافیا، قوانین و مقررات و همچنین سیاست و دپیلماسی منطقه‌ای و جهانی که نیاز به مدیریت یکپارچه و هماهنگ در تمامی زمینه‌ها دارد.