بازشناسی انتقادهای کلامی در بستر روابط اجتماعی در رمان النوم فی حقل الکرز اثر أزهر جرجیس بر اساس الگوی جنسیت ارتباطی روث وُداک
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته مترجمی زبان عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22034/mcal.2023.19001.2273چکیده
تحلیل گفتمان انتقادی گرایشی از زبانشناسی است که زبان را بهمثابۀ یک عمل اجتماعی در ارتباط با قدرت، ایدئولوژی و گفتمان و در چهارچوب موقعیت اجتماعی مورد ارزیابی قرار میدهد. روث وداک از نظریهپردازان تحلیل گفتمان انتقادی است که قدرت و ایدئولوژی را مسبّب سلطهپذیری میداند و این سلطهپذیری در موقعیتهای اجتماعی و سیاسی مختلف خود مولّد تبعیض است. این تبعیض از سوی گروههای زبانی سلطهپذیر و منفعل در چارچوب بافتهای کلامی مورد انتقاد و اعتراض قرار میگیرد. انتقاد کلامی از تبعیض بهواسطۀ حضور مؤلفههای نژادپرستی، ناهنجاریهای اجتماعی، محرومیت و طرد اجتماعی و هویت طلبی در بستر شایستهسالاری مطرح میشود. بررسی توصیفی- تحلیلی مؤلفههای زبانی مزبور به عنوان روش های تحلیل گفتمان انتقادی وُداک در قالب اعتراض و انتقادهای کلامی از محتوای رمان النوم فی حقل الکرز (2019) به قلم أزهر جرجیس از اهمیت ویژهای برخوردار است. محتوای رمان بهگونهای ترسیم شده است که شخصیت اصلی روایت «سعید ناصر مردان» در تعامل با شخصیتهای مکمّل دیگر از تبعیضها و ناعدالتیها انتقاد میکند. تبعیضهایی که از سوی قدرت و رفتارهای یکجانبه حکومت حاصل میشود و این انتقاد در بستر چارچوبهای گفتمانی میان شخصیتها صورت میپذیرد. نظریۀ انتقادی وُداک با توجه به این نکته که عموماً بستر اعتراض در چارچوب تبعیضها را از مؤلفههای موردنظر فراهم میسازد؛ لذا تطبیق و بررسی آن در محتوای رمان به وضوح نمایان میشود. بر این اساس نتیجۀ پژوهش نشان از تصدیق قابلیت برابرسنجی مؤلفههای موردی وداک بر محتوای رمان حاضر دارد و این قابلیت متناسب با موقعیتهای اجتماعی، شرایط زبانی و ارتباطات کلامی نمود یافته است.