بررسی نشانهشناختی رمزگانهای شعر معاصر یمن با تکیه بر نظریه پیرس؛ مطالعه موردی اشعار عبدالله بردونی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه قم
2 دکتری زبان و ادبیات عربی، استاد مدعو دانشگاه قم
doi
10.22034/mcal.2023.19295.2286چکیده
بهکارگیری تصاویر شاعرانه با هدف انتقال تجربیات (افکار و احساسات) و تامل در عناصر نشانهای آن، بازتابی از جهان بینی شاعر محسوب میشود؛ چنانکه نمیتوان از نقش آن، در بازنمایی کیفیت اثر ادبی و همچنین میزان تاثیر آن بر مخاطب غافل ماند. نگارنده در مقاله حاضر، به بررسی اشعار بردونی با رویکرد نشانهشناسی پیرس و مبتنی بر روش توصیفی– تحلیلی، و در پی شناخت، تحلیل و تبیین نشانهها و رمزگانهای شعری شاعر، است. همچنین در این جستار با استمداد از رهیافتهای مختلف نشانهشناسی بر اساس فرآیند اولویت، ثانویت و ثالثیت، لایههای فکری و نشانههایی همچون: بینامتنیت، زمان، مکان، شخصیت، روایت، مولف، شگردهای کشف معانی اضافی، مورد ارزیابی قرار گرفته است تا آفاق تازهای را در راستای تصویر هویت بخش شعر مقاومت در برابر مخاطب وی پدیدار سازد. در سرودههای بردونی، هدهد رمزی برای سیل مهاجرانی، خانه، را رمزی برای کشورش و دزد، را رمزی برای غارتگران فرهنگ و تمدن، سندباد را رمزی برای بیان رنج و آوارگی و سکوت مردم در مقابل شهادت زبیری را شکست انقلاب تلقی میکند. وی واقعهای جزیی که بر تصوری خرد دلالت می کند را در نشانهای عمومیِ دال بر حقیقتی جامع، به کار میبرد. بردونی با اینکه در وطن خود است در اشعارش تقاطب مکانی ایجاد کرده و اتحاد عرب صحبت میکند. بکارگیری واژگانی چون، روز روشن، بامداد پیروزی، نور، آتش، عروس، صاعقه و رعد و برق، که روایتی است از واقعیت تلخ حاکم بر کشور و تلاشها برای رهایی از بند اسارت، به صورت ضمنی نشانههایی از شاعر آن را به دست آورد.