تحلیل شخصیت‌های رمان أفراح لیلة القدر اثر عبد‌الکریم ناصیف براساس کهن الگوهای شخصیتی شینودا بولن.

نویسندگان

1 دانشگاه تهران،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران،گروه آموزشی زبان و ادبیات عرب،ایران .تهران

2 دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، گروه آموزشی زبان و ادبیات عرب، ایران،تهران

3 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران،عضو هیات علمی دانشگاه تهران

doi
10.22034/mcal.2023.18379.2240
چکیده

یکی از پیروان مکتب پسا‌ یونگی، روان‌پزشک آمریکایی-ژاپنی و تحلیل‌گر مکتب روان شناسی یونگ، جین شینودا بولن است. او به تأسی از نظریۀ کهن الگویی یونگ، نظریۀ خود را به نام کهن الگوی‌های شخصیتی که متأثر از شخصیت‌ها و خدایان اسطوره‌ای یونان باستان است ارائه داد. این نظریه در شناخت ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی افراد نقش مهمی ایفا می‌کند و می‌توان از آن در حوزه‌های ادبی و هنری گوناگون مانند: رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلمنامه و ... بهره جست. در همین راستا رمان أفراح لیلة القدر اثر عبد الکریم ناصیف که به روابط اجتماعی و عاطفی دو خانواده پرداخته است، گزینۀ مناسبی برای تطبیق کهن الگوهای شخصیتی بولن بر شخصیت‌های اصلی این رمان بوده است. این پژوهش بر اساس نظریه‌ شینودا بولن و با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد کهن الگوهای شخصیتی هر یک از شخصیت‌های اصلی مرد و زن رمان أفراح لیلة القدر را شناسایی کرده و تأثیر عواملی مانند خانواده، جامعه، محیط، دوستان، شرایط فرهنگی و.. را نیز بررسی کند. نتیجۀ حاصل از نقد و بررسی رمان أفراح لیله القدر این بوده است که تمام هفت کهن الگوی شخصیتی زن و هشت کهن الگوی شخصیتی مرد در همه‌‌ی افراد وجود دارد اما میزان آن در شخصیت‌ها متفاوت است و در نهایت تنها یک کهن الگو است که درصد بالایی را به خود اختصاص داده و کهن الگوی غالب شخصیتی آن فرد را مشخص می‌نماید.