تحلیل کهنالگوی «نقاب» در دیوان ملامح من الوجه الامبیذوقلیسیّ محمد عفیفی مطر
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22034/mcal.2023.8552.2202چکیده
نقد کهنالگویی از جمله نقدهای نوینی است که با بهرهگیری از نظریهی کارل یونگ، ضمیر ناخودآگاه جمعی بشر را مورد نقد و تحلیل روانشناختی قرار میدهد و برای روان شخصیتی هر انسان، الگوهای زیادی من جمله: نقاب، سایه، آنیما، آنیموس و خود تعریف نموده است و نقاب یکی از این کهنالگوهای مهم اوست که برای رسیدن به خود و تکامل شخصیت، بسیار حائز اهمیت میباشد و آن درواقع به جنبهی بیرونی از شخصیت فرد اطلاق میشود که آن را به جامعه نشان میدهد. با توجه به اینکه این کهنالگو از وجوه مشترک بسیاری از انسانها خصوصاً شعرا بهشمار میرود و در شعر، نمود عینیتری دارد؛ بنابراین جستار حاضر، به بررسی کهنالگوی نقاب و نمود آن در اشکال مختلف و چگونگی خودنمایی تبعات مثبت و منفی آن در اشعار یکی از شعرای معاصر مصر به نام محمد عفیفی مطر در دیوان ملامح من الوجه الامبیذوقلیسیّ وی میپردازد. نتیجهی پژوهش نشان میدهد از یک سو، با توجه به شرایط خفقان سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعهی عرب و تلاش شاعر برای روشنگری و آگاهی مردم، این تکنیک روانشناختی به نحو زیبایی جلوه میکند و نقابهای منفی، برای هویدا ساختن ظالمان و جنبههای مثبت نقابها، از سوی شاعر و دیگر نقابها به شکلهای مثبت و منفی، برای اغراض مورد نظر، تبلور برجستهای دارند و از سوی دیگر، عموماً راهحل عملی برای گذر از تبعات منفی اینگونه نقابها مشاهده نمیشود؛ بلکه در حد بیان موضوع بسنده میشود.