واکاوی نماد و اسطوره در قصیدة «سندباد فی رحلته الثامنة» خلیل حاوی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22034/mcal.2023.15615.2108
چکیده

خلیل حاوی، شاعری لبنانی و داری معارف ادبی و فلسفی و راغب به مشارکت در فعالیّت‌های سیاسی است. وی تحصیلکرده دانشگاه امریکایی و فارغ التحصیل دانشگاه «کمبریج» انگلیس است. او در سروده «السندباد فی رحلته الثامنة» از نمادها و اسطوره‌های گوناگونی استفاده کرده که شرایط سیاسی و اجتماعی زادگاه وی و سرزمین‌های عربی در آن بی‌تأثیر نبوده‌است. این نوشتار به شیوه توصیفی – تحلیلی، کارکرد و کاربرد نمادها و اسطوره‌ها را در این سروده بررسی می‌کند؛ سندباد، همان انسان معاصر و خود شاعر است که در پس نقاب سندباد، به بیان تجربه خود می‌پردازد. در این سروده، غول، نماد نیستی و قیام است و شاعر با ارائه تصویری از جغد، از تظاهر و ریا در جامعه گله می‌کند. او از دشمنان با عنوان تمساح یاد می‌کند و خورشید را نماد آزادی و صداقت می‌داند و آتش به عنوان نمادی برای تطهیر و قدرت‌های مثبت و رستاخیز و تولد دوباره به کار برده شده‌است. خلیل حاوی از تاک و شراب به عنوان نمادی از حضرت مسیح و زندگی ابدی یاد می‌کند و آذرخش و اسطوره بعل هم، نماد خیزش و باروری است. به طور کلی کارکرد نمادها و اسطوره‌ها در این سروده، در راستای مفهوم کلی سروده‌‌است و کاستی و ناراستی‌ها را می‌نمایاند و در عین حال به غلبه و زدودن آن‌ها امیدوار است.