بررسی اشعار عارفانه میخائیل نعیمه بر اساس رویکرد نشانهمعناشناختی
نویسندگان
1 استادیار/دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/mcal.2022.18156.2224چکیده
چکیدهتحقیق حاضر به تحلیل اشعار عارفانه میخائیل نعیمه، میپردازد. نعیمه تحت تاثیر آشنایی با اندیشههای فلسفی و عرفانهای هندی، بودایی، یونانی، افلاطونی و از همه مهمتر عرفان اسلامی، توانست آثار ارزشمندی را در این زمینه خلق کند. برجستهترین اندیشههای عرفانی از جمله: وحدت وجود، پیوند عمیق با طبیعت، مرگاندیشی عارفانه، تجلی ذات خداوند در هستی، عشق و... از جمله مضامین شعری اوست. در تحلیل اشعار مذکور رویکرد نشانه-معناشناختی نوین، مدنظر است که از نشانهشناسی سوسور آغاز و توسط گرمس وارد حوزه روایی شد. معنا در نشانه-معناشناسی گفتمان، تابع فرایند پیچیدهای است که عوامل بسیاری از جمله احساس و ادراک، عاطفه، شناخت، زاویه دید کنشگر گفتمانی و... در آن دخیلاند. سرودههای عرفانی میخائیل نعیمه، به دلیل داشتن ماهیت شوشی، نمونههای خوبی برای مطالعات نشانه-معناشناختی هستند. در مجموع، هدف اصلی این تحقیق، بررسی کارکردهای نشانه-معنایی در این اشعار جهت کشف شرایط تولید و دریافت معنا در آنها در راستای پاسخ به این سوال اصلی است که ابعاد مختلف رویکردهای گفتمانی مانند فرایند حسی-ادراکی، فرایند عاطفی وفرایند زیباییشناختی چگونه در اشعار عرفانی وی باعث ظهور معنا شدهاند؟ به این ترتیب مباحثی مانند کنش، تنش، شوش، مربع معنا، محور تنشی معنا در تحلیل متن به کمک ما میآید. کلیدواژهها: عرفان، شعرعربی، میخائیل نعیمه، نشانه-معناشناسی