مدلسازی توزیع گونه‌ای گربه پالاس (Otocolobus manul) در ایران با استفاده از الگوریتم بیشینه آنتروپی

نویسندگان

1 گروه مهندسی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 گروه محیط‌زیست، دانشکده شیلات و محیط‌زیست، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع‌طبیعی گرگان، گرگان، ایران

3 گروه مهندسی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

4 گروه مدیریت حیات‌وحش، دانشکده شیلات و محیط زیست، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان ، گرگان، ایران

doi
10.22059/jes.2025.398248.1008617
چکیده

هدف: این پژوهش به منظور مدل‌سازی زیستگاه گونه گربه پالاس (Otocolobus manul) در ایران و شناسایی مهم‌ترین متغیرهای محیطی و اقلیمی مؤثر بر توزیع مکانی آن به‌منظور ارائه راهکارهای علمی برای حفاظت این گونه بوده است.روش پژوهش: برای دستیابی به هدف، از الگوریتم حداکثر آنتروپی (MaxEnt) به‌عنوان یکی از روش‌های یادگیری ماشین با توان پیش‌بینی بالا استفاده شد. در این مطالعه نقاط حضور گونه از سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران گردآوری شدند که شامل داده‌هایی است که توسط محیط‌بانان، کارشناسان، همیاران محیط‌زیست و منابع کتابخانه‌ای ثبت شدند و شامل 175 نقطه حضور در سراسر ایران بود. متغیرهای محیطی مشتمل بر 18 متغیر، شامل متغیرهای اقلیمی، توپوگرافی و کاربری اراضی، از پایگاه داده‌های جهانی و نقشه‌های سازمان نقشه‌برداری ایران استخراج و آماده‌سازی شد. مدل‌سازی در نرم‌افزار MaxEnt با اعتبارسنجی متقابل انجام و دقت مدل بر اساس شاخص سطح زیر نمودار (AUC) ارزیابی گردید.یافته‌ها: نتایج نشان داد مقدار AUC مدل برابر با 0.93 بوده که بر اساس طبقه‌بندی این معیار، بیانگر عملکرد پیش‌‌بینی بسیار خوب مدل است. در بین متغیرهای بررسی ‌شده، فاصله از طعمه پایکا با سهم 19.5درصد بیشترین تأثیر را در تعیین زیستگاه مطلوب گربه پالاس داشت. پس از آن، ارتفاع از سطح دریا (18.2 درصد)، ناهمواری سطح زمین (14.4درصد) و دمای متوسط سالانه (14.2 درصد) به‌عنوان مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده توزیع گونه شناسایی شدند. نقشه‌های مطلوبیت زیستگاه نشان داد که توزیع گربه پالاس در ایران اگرچه دامنه جغرافیایی نسبتا وسیعی را پوشش می‌‌دهد، اما به صورت گسسته (لکه‌‌ای) در زیستگاه‌‌های کوهستانی و ارتفاعات متوسط تا بالا مشاهده می‌‌شود. تحلیل منحنی‌های پاسخ نشان دهنده افزایش احتمال حضور گربه پالاس با کاهش فاصله از طعمه پایکا بوده و در ارتفاعات بالاتر از سطح دریا و سطوح ناهموارتر بیشترین مقدار را دارد. همچنین این گونه بیشترین تمایل را به زیست در نواحی با دمای متوسط سالانه معتدل نشان داد. این الگوها بیانگر اهمیت ترکیبی متغیرهای توپوگرافی و اقلیمی به‌عنوان عوامل کلیدی در تعیین توزیع فضایی گونه هستند.نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، حضور طعمة پایکا به‌عنوان عامل کلیدی در تبیین الگوی توزیع گربه پالاس شناسایی شد که نشان‌دهندة وابستگی تغذیه‌ای این‌گونه به این طعمه است. همچنین، ارتفاع از سطح دریا و ناهمواری سطح زمین به‌عنوان مهم‌ترین متغیرهای توپوگرافی، نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب زیستگاه این گونه ایفا کردند. با توجه به ترجیح زیستگاهی خاص گربه پالاس و توزیع لکه‌ای آن در ایران، حفاظت از جمعیت‌های طعمه اصلی به‌ویژه پایکا و خرگوش به همراه ایجاد و توسعه مناطق حفاظت شده در نواحی شناسایی شده با مطلوبیت بالای زیستگاهی باید به‌عنوان اقدامات اولویت‌دار در برنامه‌های حفاظتی این گونه اجرا شود.